
استـون :
تائیدی دیگر بر نالایقی اپوزیسیون ایران
کنفرانس گزینشی اخیر اپوزیسیون دراستکهلم که برای چندمین بار پنهان کاری بخش هایی از اپوزیسیون را به اثبات رساند، اعتراض اکثریت مستقلین و روشنفکران اپوزیسیون را برانگیخت، این کنفرانس تائیدی دوباره بر عدم صلاحیت سیاسی و ناشایستگی اپوزیسیون برای طرح فرامرزی اپیزودهای سیاسی ایرانیان است.
ادامه مطلب ...
وزیر امور خارجه پاکستان با انتقاد از عملکرد مداخله جویانه آمریکا در اوضاع بلوچستان تأکید کرد که حل مشکلات این منطقه بر عهده مجلس ایالتی بلوچستان است نه کنگره آمریکا.
به گزارش فارس در اسلامآباد، "حنا ربانی" که برای دیدار با مقامات انگلیسی عازم لندن شده است در اولین گفتوگوی خبری خود در دانشگاه آکسفورد تأکید کرد: لایحه کنگره آمریکا درباره بلوچستان تعمدی بوده است.
وزیر امور خارجه پاکستان تصریح کرد که اسلامآباد برای اعتراض به این موضوع از تمام ظرفیت خود استفاده خواهد کرد.
وی در این جلسه خاطر نشان کرد که کشورهای دیگر نباید در ارتباط با پاکستان قوانین سازمان ملل متحد را نادیده بگیرند.
وزیر امور خارجه پاکستان با اشاره به فداکاری پاکستان در مبارزه با تروریسم گفت: پاکستان خواهان برقراری امنیت در منطقه است و از هر تلاشی که منجر به صلح در افغانستان شود حمایت میکند.
ربانی همچنین بهبود روابط پاکستان با هند را گامی مثبت برای حل مشکلات منطقهای دانست.
چند روز پیش، لایحهای در کنگره آمریکا مطرح شد و در آن از دولت پاکستان خواسته شد تا حق حاکمیت و استقلال مردم بلوچستان پاکستان را به رسمیت بشناسد.
پیش از این نیز، چند تن از اعضای کنگره آمریکا با برگزاری جلسهای با حضور رهبران جداییطلب بلوچ خواستار استقلال بلوچستان پاکستان شدند.
این در حالی است که مقامات پاکستانی واکنش تندی به این اقدامات نشان دادند و ضمن احضار کاردار آمریکا به وزارت امور خارجه این کشور اعلام کردند که اسناد دخالت آمریکا در اوضاع داخلی بلوچستان را به مجامع بینالمللی ارائه خواهند کرد.

سفیر واشنگتن در اسلامآباد فراخوانده شد
وزارت امور خارجه پاکستان فرستاده موقت آمریکا را برای ارایه نارضایتی اسلامآباد در مورد قطعنامه کنگره آمریکا در رابطه با اعطای حق تعیین سرنوشت به مردم بلوچستان پاکستان، احضار کرد.
به گزارش ایسنا در بیانیه دفتر وزارت امور خارجه پاکستان آمده است: "ریچارد هوآگلند"، فرستاده موقت آمریکا در پاکستان برای دریافت نارضایتی اسلامآباد در مورد قطعنامه کنگره آمریکا در رابطه با مردم بلوچستان پاکستان به وزارتخانه احضار شد.
به گزارش پایگاه خبری The News، به این فرستاده موقت آمریکا گفته شد که این اقدام واشنگتن در تضاد با مبنای ارتباطات دوستانه میان دو کشور است و عملا نقض قوانین و اصول منشور سازمان ملل، قوانین بینالملل و ضوابط شناختهشده درون کشوری محسوب میشود.
در این بیانیه همچنین به نگرانی عمیق دولت پاکستان از این اقدام دولت آمریکا اشاره شده است. این اقدام جدیدترین عامل تحریککننده در روابط میان اسلامآباد و واشنگتن محسوب میشود.
یوسف رضا گیلانی، نخستوزیر پاکستان واکنش خصمانه خود را از این قطعنامه ابراز داشت و آن را حمله به استقلال و تمامیت ارضی پاکستان توصیف کرد.
حنا ربانی، وزیر امور خارجه پاکستان نیز اعتراض و مخالفت شدید خود را از این قطعنامه در مورد بلوچستان ابراز داشت و آن را به نوعی تشدید خشونتهای گروههای ملیگرا برای دستیابی به خودمختاری بیشتر دانست.
شبکه خبری جئو پاکستان گزارش داد، وزیر امور خارجه این کشور اعلام کرده که بلوچستان موضوع داخلی است و نمایندگان منتخب این ایالت پاکستان برای حل مساله بلوچستان باید عمل کنند نه کنگره آمریکا.
وزیر امور خارجه پاکستان اعلام کرد که قطعنامه کنگره آمریکا در مورد بلوچستان پاکستان یک اقدام "احمقانه" است که میتواند تنها باعث وخیم شدن روابط میان واشنگتن و اسلامآباد شود. این امر میتواند میان دو کشور بیش از پیش فاجعه ایجاد کند.
مجمع ملی پاکستان نیز پیشتر این قطعنامه را محکوم کرده بود.
فرستاده موقت آمریکا در پاکستان روز گذشته به شبکه تلویزیونی دولتی "PTV" گفته بود که دولت آمریکا به صورت کامل به استقلال و تمامیت ارضی پاکستان احترام میگذارد و از این قطعنامه که توسط کنگره آمریکا مطرح شده، حمایت نمیکند.
اعضای کنگره یا سناتورهای آمریکایی حق مطرح کردن موضوع قطعنامه یا لایحهای را دارند، اما نمیتوانند سیاستی را به دولت آمریکا تحمیل کنند. فردی که این قطعنامه را مطرح کرده تنها میتواند از حمایت دو تن از 435 عضو مجلس نمایندگان برخوردار باشد.
دیپلماسی ایرانی: محمود احمدینژاد، آصفعلی زرداری و حامد کرزای روسای جمهور ایران، پاکستان و افغانستان در اسلامآباد دور هم جمع شدند. سران سه کشور همسایه به دنبال حل مسایل و مشکلات منطقهای با تکیه بر راهحلهای داخلی هستند.به نظر می رسد که سه کشوری که در این سالها سوژه نفاق افکنی غرب و امریکا بودند اندک اندک با مشاهده قدرت در حال افول ایالات متحده در مسائل منطقه آسیای میانه به هم نزدیک و نزدیک تر می شوند.

تو وطن بشناس ای خواجه نخست
مولوی
حکایت امروزی پارهای نخبگان محلی ایران، بهویژه در «بلاد غریب» بیشباهت به گفته یکی از ملیگرایان افراطی فرانسه (۱) نیست که گفته بود: من ایتالیاییها، روسها، اسپانیولیها، انگلیسیها و فرانسویها را دیدهام اما تاکنون با بشر برخورد و آشنایی نداشتهام.
نخبگان محلی، بهویژه غربتنشینان، آنچنان راجع به گروههای گوناگون قومی و اقلیتبودن (۲) آنان داد سخن میدهند که دیدار با ایرانیِ غیروابسته – به گروه قومی و یا اقلیتی- کمکم دارد به آرزویی حسرتآور تبدیل میشود.(۳) آنان با این پنداربافیها در داخل و خارج کشور، زهرابهی بدگمانی و کینهتوزی را در میان اقوام ایرانی میپراکنند.
اگر اصطلاح رایج نخبگان گروههای قومی را درباره «شونیسم فارس» – باتوجه به اینکه قومی به نام فارس وجود ندارد- بپذیریم؛ محلیگرایی این گونه افراد به درجهای است که امروزه میتوان آن را به شونیسم محلی تعبیر کرد.


| |
| در این شک نیست که آمریکا در تدوین این طرح به شکلی ویژه بر تامین اهداف و منافع خود... در خاورمیانه و شمال آفریقا تاکید ویژه دارد، به همین دلیل خواستار از بین بردن تمام مرزهایی است که اوایل قرن بیست توسط استعمارگران فرانسوی و انگلیسی براساس منافع و خواستههایشان آن را ترسیم کرده بودند، . | |
یک پایگاه اطلاع رسانی نظامی رسمی آمریکایی پرده از طرحی آمریکایی در خاورمیانه و شمال آفریقا برداشت که استراتژی جدید واشنگتن را در این منطقه تشکیل میدهد، اما سوال اینجاست که آیا این استراتژی آمریکا را از بحران نجات خواهد داد. خاورمیانه جدید و توجیهات آن:بر این اساس این پایگاه اطلاع رسانی آمریکایی تاکید میکند: مجله آمریکایی "نیروی نظامی" در ژوئیه 2006 مقالهای تحت عنوان "مرزهای خونی" به همراه نقشهای از خاورمیانه منتشر میکند که در آن مرزهای جدید کشورها در این منطقه رسم شده و از آن تحت عنوان خاورمیانه جدید یاد میکند.این گزارش تاکید میکند که مرزهای کنونی خاورمیانه مرزهای کامل و واقعی نیست، بویژه آن که قاره آفریقا شاهد درگیریهای خشونتباری است که باوجود برجای گذاشتن میلیونها کشته از خود هنوز مرزهای بین المللیاش شاهد هیچ تغییر و دگرگونی نبوده و خاورمیانه از دههها پیش همچنان ملتهب و بحرانی است.سپس نتیجهگیری میکند که مرزهای کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که اوایل قرن بیست توسط اروپاییها (فرانسویها و انگلیسیها) ترسم شدند و از شکستهای قرن نوزدهم تاثیر میپذیرفتند، نه تنها اندیشمندانه نبوده، بلکه بدون توجه به قومیتهای ساکن در مناطق مذکور صورت گرفته است، بهگونهای که در اکثر موارد این مرزها موجب جدایی افراد یک قوم از یکدیگر شده و یک قوم براساس این مرزها به دو یا چند قسمت تقسیم و در کنار مرزهای کشورها اسکان داده شدند و یک موجودیت و کیان سیاسی مستقل طوایف و قومهای دشمن و خصم را در خود جای میداد. اسرائیل همچنین در مرکز توجهات:همچنین این طرح اسرائیل را از یاد نبرده و تاکید میکند: از آنجا که اسرائیل نمیتواند با همسایگان خود همزیستی مسالمتآمیزی داشته باشد، به همین دلیل باید آن را به طور کامل از همسایگان عربش جدا کرد و طوایف و قومیتهایی که در تعارض با یهود قرار داشته و نمیتوانند با آن همزیستی مسالمتامیزی داشته باشند، باید در یک موجودیت و کیان سیاسی واحد جمعآوری شوند. کردستان نمونه تشکیل کشور قومی:در ادامه این طرح به "کردها" به عنوان بزرگترین قومیت پراکنده در تعدادی از کشورها بدون داشتن موجودیت و کیان سیاسی اشاره میکند و آمریکا و همپیمانانش را زیر سوال میبرد که چرا وقتی بغداد را به تصرف خود درآوردند، از شکاف سیاسی به وجود آمده در این کشور استفاده نکرده و کشور مستقلی برای آنها تشکیل ندادند. کشورهایی که باید تغییر و تحول یابند:کشورهایی که در این طرح هدف قرار گرفته و باید در مرز بندیهای آنها تجدید نظر شود، ایران، ترکیه، عراق، عربستان، سوریه و امارات متحده عربی را دربرمیگیرند و کشورهایی که مرزهای آنها باید صرفا به دلایل سیاسی توسعه یابند یمن، اردن و افغانستان خواهند بود.اما بر اساس این طرح کشورهای جدیدی که باید از تقسیم کشورهای فوق الذکر تشکیل شوند، به شرح زیر میباشند:بر اساس این طرح خطرناک، عراق باید سه قسمت "کردستان" و "استان سنی نشین" و "شیعی نشین" تشکیل شود که کردستان کشور بزرگی خواهد بود که کردستان عراق و بالطبع کرکوک نفتخیز و بخشهایی از موصل و خانقین و دیالی و بخشهایی از ترکیه و ایران و سوریه و ارمنستان و آذربایجان را دربرمیگیرد و کشوری همپیمان و متحد با غرب خواهد بود.اما کشور "شیعی نشینی" در جنوب عراق و بخش شرقی عربستان و جنوب غربی ایران یعنی اهواز را شامل خواهد شد و در واقع به صورت کمربندی است که خلیج فارس را احاطه خواهد کرد؛ این درحالی است که کشور "سنی نشین" بر روی مابقی اراضی عراق و چه بسا سوریه را نیز دربرگیرد؛ اما کشور "بلوچستان جدید" از الحاق جنوب غربی پاکستان و جنوب شرقی ایران تشکیل خواهد شد، به این ترتیب بخشهایی از ایران به تشکیل دولت کردستان و بخشهایی از آن برای تشکیل دولت شیعی عربی و بخشهایی از آن برای تشکیل "آذربایجان متحد" تجزیه و باقی مانده اراضی آن به اضافه بخشهای اراضی افغانستان که با آن هممرز است، کشور پارس را تشکیل خواهد داد.اما افغانستان که بخشی از اراضی خود را از دست خواهد داد، در عوض بخشی از مناطق پاکستان بویژه منطقه "القبایل" به آن ملحق خواهد شد، این درحالی است که عربستان و پاکستان با تجزیه بیشتری مواجه خواهند بود، چون قرار است، در عربستان یک کشور "مقدس اسلامی" بسان واتیکان و یک کشور سیاسی به نام "کشور سعودی" تشکیل شود و بخشهایی از اراضی یمن و اردن نیز به آن ملحق شود.دولت جدید اردن بر روی اراضی کشور قدیم اردن تشکیل خواهد شد، به جز اراضی که قرار است به عربستان ملحق شود و در این میان ممکن است بخشهایی از اراضی اشغالی فلسطین نیز به آن ضمیمه شود.در این میان یمن قرار است با الحاق اراضی جنوب عربستان به آن توسعه یابد و در این میان تنها دو کشور کویت و عمان بدون تغییر خواهند ماند. آمریکا به دنبال چیست:اما سوال اینجاست که چرا اکنون این نقشه بار دیگر ارائه شده و این طرح مجددا ارائه میشود و چرا باید در یک پایگاه اطلاع رسانی نظامی رسمی آمریکایی منتشر میشود؟در این شک نیست که آمریکا در تدوین این طرح به شکلی ویژه بر تامین اهداف و منافع خود در خاورمیانه و شمال آفریقا تاکید ویژه دارد، به همین دلیل خواستار از بین بردن تمام مرزهایی است که اوایل قرن بیست توسط استعمارگران فرانسوی و انگلیسی براساس منافع و خواستههایشان آن را ترسیم کرده بودند، بیشک اجرای چنین طرحی با وجود رژیمهای حاکم برمنطقه غیرممکن مینمود، اما به اعتقاد آمریکاییها اکنون که کشورهای منطقه به دلیل بیداری اسلامی شاهد ناآرامیهایی است، بهترین فرصت برای مصادره و تحریف انقلابها و سپس اجرای طرح مورد نظر آنهاست.در این میان این طرح تاکید میکند: تقسیم و تکه تکه کردن و تجزیه کشورهای منطقه خاورمیانه و تبدیل آنها به کشورهای کوچک موجب میشود، کشورهای همپیمان با آمریکا و غرب در منطقه تشکیل شود و دلیل این وفاداری را این طرح در امتنان کشورهای تازه تشکیل یافته از این اقدام آمریکاست.اما سوال اینجاست که آیا این استراتژی میتواند راه حلی برای مشکلات آمریکا و تامین کننده منافع و اهداف آن در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باشد که مهمترین آن در استیلا بر منابع انرژی جهان نمود پیدا میکند یا اینکه کانونهای جدیدی از بحران و انواع دیگری از جنگ را میان موجودیتها و کیانهای سیاسی قدیم و جدید مانند جنگ دو کره و جنگهای داخلی و بحرانهای غیرمنتظره مانند تیمور شرقی موجب خواهد شد. منبع:فارس |
