ساعتای ۵
عصر به اتفاق آقای دهواری و خانواده به قصد دیدار با استاد اسپندار به بمپور رفتیم
، در را که زدم خود استاد در را باز کرد و بعد از سلامی و خوشآمدگویی استاد ما را
به داخل خواند نشستیم .خانواده ایشان جهت کاری به ایرانشهر رفته بودند استاد بدون
هرگونه تکبر و...برایمان آب آورد ..........
بعد از خوش و بش به اجرای دونی پرداخت و دقایقی ، چند آهنگ برایمان نواخت و پس از آن چون همیشه شروع به صحبت کرد و تعریف از دکتر مهاجرانی و کرباسچی(مدیرکل سابق ارشاد استان)از آقای ابراهیم بلوچ (رئیس ارشاد ایرانشهر )هیچ دل خوشی نداشت و گفت حالا که پیر شدم و زیاد توانایی ندارم ابراهیمها تحویلم نمی گیرند .