سالهای پایانی سده بیستم و ماه های آغازین هزاره سوم میلادی با بحث های داغ و مناقشه برانگیز درباره جهانی شدن همراه بوده است. مقامات حکومتی، مشکلات اقتصادی کشور را به فشارهای ناشی از جهانی شدن نسبت می دهند، گردانندگان بنگاهای اقتصادی گوناگون کوچک تر کردن شرکت های خود را برای ادامه حیات در چارچوب اقتصاد جهانی ضروری میدانند، طرفداران محیط زیست تاثیر مخرب جهانی شدن مهار نشده را فریاد می زنند و پشتیبانان اجتماع های بومی مختلف، نسبت به نابودی خرده فرهنگ ها و فرهنگ های کوچک در برابر موج فراگیر فرهنگ جهانی، هشدار می دهند. ولی با وجود کاربرد و اهمیت فراوان جهانی شدن، معنا و مفهوم آن هنوز چندان روشن نیست.
در اغلب تعاریف عرضه شده، جهانی شدن چونان فرایندی تدریجی و پایدار توصیف می شود که از گذشته ای دور یا نزدیک آغاز شده و هنوز ادامه دارد، با این تفاوت که هرچه بر عمر آن افزوده می شود، شتاب و گستره آن هم بسیار افزایش می یابد. به بیان دیگر، گرچه اکثر نظریه پردازان، جدید بودن فرایند جهانی شدن را نمی پذیرند و تاریخی دست کم چندین ده ساله برای آن در نظر می گیرند، ولی بر تشدید بسیار چشمگیر آن در دهه های اخیر اتفاق نظر دارند.
جهانی شدن معادل کلمه انگلیسی «globalization» بوده که با تعاریف گوناگون ارائه شده است. تعاریفی چون : بین المللی شدن، آزاد سازی، جهان گستری، غربی سازی و قلمروزدایی.
بیشترین تاکید ما در نوشته حاضر بر جنبه فرهنگ و تحولات فرهنگی در جریان پدیده جهانی شدن است.
این بخش از موضوع بدان جهت دارای اهمیت خاصی است که جدای از تمام زمینه های مورد بحث در مورد جهانی شدن، حساسیت برانگیز شده است. به ادعای ساموئل هانتینگتون «مناقشات آینده جهان عمدتا میان فرهنگ ها خواهد بود». اگر ما یک درصد به این سخن باور داشته باشیم، پس باید برای اعتلا و باروری خرده فرهنگی که در آن رشد نموده ایم تلاش کنیم. به نسبت تعلق جغرافیایی و فرهنگی به قومیت بلوچ در این نوشته تحلیل و پالایش بحث براین خرده فرهنگ متمرکز می باشد.
قوم بلوچ به ادعای خودشان و تاریخی که آنها را پرورانده، از حیثیتی بزرگ سخن می رانند. ولی امروز جهان در حال شدن است و تکاپوی عناصر هر فرهنگ در گستره زمان ،حیثیت آینده را می آفریند.
در گذشته اندرکنش های فرهنگی میان قوم بلوچ و سایر فرهنگ ها، بسیار محدود بوده است. عوامل جغرافیایی و اکولوژیک و مقاومت فرهنگی در برابر هرگونه ارتباط با غیر معمولا دست به دست هم داده، گستره ی روابط و اندر کنش های فرهنگی را بسیار تنگ می کردند. فقط بازرگانان و گاهی مبلغان مذهبی و نیروهای نظامی بودند که امکان اندرکنش های فرهنگی اندک را فراهم می کردند. ولی تحولات نسبتا خود به خود، شکل بندی های اجتماعی بزرگ در دنیا و برخی پیشرفت ها در حوزه فن آوری حمل و نقل و ارتباطات که زمینه ساز فرآیند جهانی شدن بودند،این وضع را کاملا بر هم زدند.
ما همیشه بر خرده فرهنگ خویش می نازیم وبر رشادت های عناصر انسانی آن افتخار میکنیم، ولی باید خوب بفهمیم که برتری یک قدرت زمانی میتواند نمود پیدا کند که در تکاپو و مناقشه با رقیبی دیگر باشد.
امروزه فرهنگ بلوچ در حصار هزاران مراوده اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته و اگر برتری است، اینجا میدان واقعی برای نمایش خواهد بود، وگرنه یکطرفه به قاضی رفتن چیزی به غیر از رضایت بهمراه نخواهد داشت.
فرآیند جهانی شدن چنان دنیا را فشرده و در هم تنیده است که هیچ واحد اجتماعی نمی تواند درهای خود را به روی جریان ها و شبکه های جهانی ثروت، قدرت و اطلاعات ببندد. فرهنگ ها و عناصر هویت بخش فرهنگی هم واکنش هایی از خودشان نشان میدهند. آنها گاهی به ستیز و مبارزه بر میخیزند،گاهی تسلیم می شوند و گاهی هم به آشتی و همزیستی مسالمت آمیز روی می آورند.
در جامعه بلوچستان عناصر زیادی در این مبارزه برای شدن، سنگر سازی کرده اند. در برابر تغییرات سریع و مدرن اجتماعی و فرهنگی طبقه روحانیت موضع گیری های زیادی داشته و باید بپذ یریم که هنوز هم دارد. به غیر از طبقه روحانیت، آن بخش از بنیان های فرهنگی که چیره شدن بر بحران را صرفا در گرو توسل به منابع و شیوه های سنتی میبینند نیز همیشه شعار اصالت و حیثیت هویت را سر داده اند. به غیر از دو طبقه ای که نام برده شد در بلوچستان طبقه تحصیلکرده ای هم هستند که هنوز تعلق خاطری بر سنت گرایی خویش دارند و ترس خود را پشت حراست از اصالت فرهنگی پیرایش نشده مخفی میکنند.
پیامدهای منفی جهانی شدن:
وحشت از اینکه جهانی شدن دارد یک همسانی فرهنگی مرگبار را تحمیل میکند، همه جا حاضر است؛ تمامی مردم دنیا و خرده فرهنگ هایی که در مقامی ضعیف تر حضور دارند این دغدغه را شب وروز یدک میکشند و وحشت دارند از اینکه فرهنگ های محلی و هویت های ملی دارند در یک مصرف گرایی خشن جذب میشوند، جذب قدرت و فرهنگ برتر. در اینجا از فرهنگ برتر سخن به میان می آید و دنیایی که در آن از شدن، شدنی برای بودن و ماندن سخن گفته می شود قوم بلوچ در این مجال چه عناصری را می تواند از فرهنگ خویش برای عرضه به صحنه جهانی تقدیم کند؟ آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که از نظر فرهنگی و تاثیر گذاری فرهنگی چقدر هزینه نموده ایم؟
می دانم که برای جواب به این سوال اول از همه چیزاز محدودیت ها و فشارهای فرهنگی و حکومتی سخن خواهید گفت و پشت این بهانه ها ناتوانی خویش را پنهان خواهید کرد. واقعیت تلخ این است که بپذیریم ما بر اندوخته های گذشته میراث خور بوده ایم، سالهاست که از این درخت خشکیده باری ازما به ثمر ننشسته است. اگر غیر از این است پس این همه مصرف گرایی و وابستگی فرهنگی از کجا نشأت گرفته؟ باید بپذیریم که قدرت و سلطه ی فرهنگ جهانی و قدرت فنی و تخصصی و اقتصادی پیوندی تنگاتنگ دارند و برای رسیدن به فنون و تخصص باید از حصار بنیان های سنتی و واپسگرا دوری گزیده تابا تلاش و تکاپوی اجتماعی به این قدرت و جایگاه برسیم قوم بلوچ اگر نتواند در عرصه ی هویت سازی وباروری فرهنگی به برتری برسد باید در مصرف گرایی محض خویش همیشه ی زمان بماند و به مرور استحاله شده و از بین برود.
اگر جوانان بلوچ نتوانند هویت خویش را با فرهنگ بومی عجین نمایند، دچار بحران هویت خواهند شد زیرا نه فرهنگ خویش را به درستی شناخته اند و نه آن را درونی نموده اند که همه ی این عوامل با تاثیر گذاری فرهنگ های جدید در نهایت از خود بیگانکی فرهنگی را برای نسل آینده رقم می زند. در میان قوم بلوچ افرادی وجود دارند که دچار این استحاله ی فرهنگی و بی هویتی شده اند و جالب این است که این تحول بیشتر در گروه هایی قابل مشاهده است که با محیط های دانشگاهی رابطه داشته اند و یا اینکه از طریق رسانه تحت تاثیر فرهنگ دیگر قرار گرفته اند که این نشان از ضعف و نفوذ پذیری منفی فرهنگ بلوچ می باشد.
پیامدهای مثبت جهانی شدن:
به مجرد اینکه بپذیریم هنوز می توانیم سرنوشت خود را شکل دهیم، فرصت های جهانی شدن همه بیشتر می شوند و تهدید های آن کمتر خطرناک جلوه می کنند. آینده قوم بلوچ در دستان عناصر هویت بخش فرهنگ اوست آنها آزادند بهترین آینده را بسازند یا بدترین را. جهانی شدن برای قوم بلوچ پیامدهای مثبتی هم دارد زیرا جهانی شدن باعث شده تا خاص گرایی قومی رشد کند.
اندیشمندان مارکسیست و غیر مارکسیست برسر این موضوع توافق داشته اند که قومیت نشانگر شرایط و وضع جامعه ی سنتی است که مردم در اجتماع های کوچک جدا از یکدیگر زندگی می کنند و ارتباطات و حمل و نقل محدود است بنابراین انتظار می رفت در پی صنعتی شدن، شهرنشینی و گسترش آموزش و سواد آگاهی قومی کاهش می یابد و عام گرایی جانشین خاص گرایی می شود. ولی تحولات دهه های پایانی سده بیستم نادرست بودن این نظریات را آشکار نمود امروزه افزون برجوامع توسعه نیافته ، مناطق توسعه یافته و پیشرفته ی جهان هم که تصور می شد مسئله ی- ملیت و قومیت- را حل کرده اند، گرفتار تنش ها و خاصگرایی قومی هستندکه محصول آن شکل گیری مفهوم مدل جدیدی از قومیت است. این مسئله برای قومیت ها مجالی خوب برای اعتلاء فرهنگ خودشان باشد.
قوم بلوچ با در اختیار داشتن بسترهای اجتماعی و ارتباطی دنیای حاضر می تواند با برقراری ارتباطات به پالایش و پیرایش فرهنگی دست بزند تا بتواند در مقابل فرهنگ های دیگر جذابیت آفرین باشد. متاسفانه در بلوچستان قومیت ابزاری است که افراد، گروهها یا نخبگان برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره برداری می کنند قومیت نیاز زمان خواهد بود و فرهنگ است که قومیت را می سازد. در بلوچستان در مبحث قومیت، متأسفانه فرهنگ بلوچ نتوانسته برمبنای پارامترهای فرهنگی درست، قومیت سازی کند. بلکه قومیت بلوچ براساس عناصر ژنتیکی و ساختارهای قبیله ای و عشیره ای سازمان بندی شده است درواقع مفهومی به نام هویت در بلوچستان به معنایی سودمند شکل نگرفته بلکه در حصار تفکر سنتی و قبیله ای زندانی شده است.
زیبایی دیگر جهانی شدن در این است که می تواند مردم را از خودکامگی جغرافیایی آزاد سازد. که این خودکامگی جغرافیایی در بسیاری از جوامع سنتی تفکر غالب است، در میان مردم بلوچ چارت بندی های جغرافیایی مفهوم بلوچ را شکل می دهد نه باور های فرهنگی.
مردم ممکن است افسوس شیوه های کهنه را بخورند، در حقیقت بسیاری از نگرانی ها در باره جهانی شدن بازتاب نگرانی های کهنه در باره کاستی ها و عصر طلایی از دست رفته است مثلا در جامعه بلوچستان بزرگترین دغدغه گروه های سنتی و طبقه مذهبی نسبت به حضور زنان در اجتماع و عرصه های علمی این است که امکان دارد اصالت و حیثیت زنان بلوچ خدشه دار شود. دراینجا نگرانی این جماعت به خاطر کاستی هایی است که فرهنگ بلوچ در زمینه روابط اجتماعی دارد. فرهنگ بلوچ نتوانسته ظرفیت سازی لازم را برای برقراری رابطه فرهنگی انجام دهد و بدین خاطر این ضعف بزرگ را پشت توجیهی سنتی و مطرود پنهان می کند. زنان بلوچ که بخش بزرگی از اجتماع این قوم هستند تربیت کنندگان نسل آینده ی قوم بلوچ هستند، چطور می توان از مادرانی که خود در حصار جهل و نادانی مانده اند تربیت فرزندانی نیک اندیش را انتظار داشت.
مسئله دیگر در بحث خدمات جهانی شدن رشد و تقویت هویت خواهی های قومی بود. با خلق جوامع مجازی- قومی در گستره جهانی و فرامرزی به وسیله تکنولوژی های ارتباطی، پویایی و تحرک گروههای قومی در سطحی به مراتب گستره تر از گذشته اتفاق افتاد. امروزه اجتماعات بلوچ در دنیای مجازی و به کمک عناصر ارتباط جمعی توانسته اند بر محدودیت و فاصله مکانی غلبه نموده و به عنوان فرهنگی پویا در منطقه مطرح شوند. بلوچها می توانند از دریچه ی Universalization یعنی جهان گستری با اشخاص و پدیده های فرهنگی بیشتری در مقایسه با دورانهای گذشته در تماس باشند البته نباید از یاد برد که باروری فرهنگی همیشه در هویت سازی نهفته است و فرهنگ است که قومیت عقلانی را شکل می دهد. هویتی که می سازیم باید دارای تمام ظرفیت های زمان باشد نه اینکه همچون گذشته برترویج فاکتورهای کهنه و اشتباه فرهنگ خویش تعصب بورزیم و از دریچه رسانه که دیگر کنترلی برآن نیست مبانی اشتباه خود را تبلیغ کنیم زیرا تعصب و رادیکالیسم فرهنگی چیزی به غیراز رکود فرهنگی را به ارمغان نخواهد آورد.
فرهنگ بلوچ زمانی می تواند به تکامل برسد که دارای پویایی باشد و همگام با نیازهای زمان برای نسل جوانش ظرفیت سازی نماید وبرای هویت سازی، انعطاف در پذیرش روشهای جدید را داشته باشد. مثلا در این عرصه بسیاری از رهبران کشورهای شرقی کوشیده اند با تکیه برفرهنگ بومی زمینه توسعه و تحول سریع، همه جانبه و پایدار را برای جوامع خود فراهم کنند.
در پایان توصیه ی ما به اندیشمندان بلوچ و اجتماعات تاثیر گذار بلوچستان این است که بلوچ باشند ولی جهانی فکر کنند و برای جهانی شدن از رادیکالیسم فرهنگی فاصله بگیرند.
Be Balooch and Think Universally
منابع
- گل محمدی، احمد. جهانی شدن فرهنگ، هویت، نشرنی، تهران1381
- توحید فام، محمد«مجموعه مقالات فرهنگ در عصر جهانی شدن، چالشها و فرصتها» انتشارات روزنه، تهران 1381
- جهانی شدن (بیم ها و امیدها): گفتگو با آقایان دکتر مصطفی ملکیان، دکتر پیروز مجتهدزاده، دکتر خسرو باقری، دکتر محمد جعفر جوادی، دکتر موسی غنی نژاد به کوشش عباس بخشی، حسین اویسی._ قزوین: حدیث امروز،1382
- دهشیری،م. جهانی شدن و هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی، ش5، پاییز
- والتز،ک: جهانی شدن، راه بی بازگشت، ترجمه و تلخیص امینی،حیات نو، شماره ی 80،1379، 17 شهریور
- لگرین، فلیپ، جهان باز واقعیت جهانی شدن، ترجمه فریدون دولتشاهی، اطلاعات1382