برگی از تاریخ بلوچستان: نقش حزب رستاخیز در تحولات سیاسی بلوچستان – قسمت اول
تاریخ ایران زمین، از دوران استبداد رژیم پهلوی که سرزمین ایران تحت حاکمیت تاریک اندیشان و ظلمت فکران مرتجع طاغوتی قرار داشت، به عنوان سیاهترین روزهای خود یاد میکند.
هرچند دسترسی به منابع و اسناد دورۀ رژیم پهلوی برای نسل پس از انقلاب بسیار مشکل و یا غیرممکن است، با این حال این نوشتار سعی خواهد نمود بنابر روایات و رفرنسهای موجود، روزنهای به حقایق پنهان مانده از تاریخ معاصر بلوچستان بگشاید.
در واقع به صورت گزینش شده، نگاهی به وضعیت بلوچستان در دورۀ حاکمیت حزب رستاخیز خواهیم داشت تا فضای آن برهه زمانی حساس در نگاه نسل امروزین بلوچ چهرۀ شفافتری از خود نشان دهد.
در سال 1353 محمدرضا شاه تصمیم بر آن داشت تا با تاسیس یک حزب حکومتیِ جدید هم بر اقتدار و قدرت خود بیفزاید و هم صدای مخالفان سیاسی را در نطفه خفه کند.
شاه در پاسخ به انتقادات خبرنگاران خارجی که میگفتند نظام تکحزبی با ادعای پشتیبانی وی از نظام دو حزبی به شدت مغایر است، گفت: "آزادی اندیشه! آزادی اندیشه! دموکراسی! دموکراسی با پنج سال اعتصاب و راه پیماییهای خیابانی پشت سر هم! دموکراسی؟ آزادی؟ این حرفها یعنی چه؟ ما هیچ کدام از آنها را نمیخواهیم!"
شاه که از پایداری روشنفکران و نیروهای مذهبی بر مسیر انقلاب و تغییرات ساختاری در حکومت به تنگ آمده بود نهایتاً فرمان تاسیس حزب رستاخیز را صادر کرد با این شرایط که؛ "هر کسی باید عضو این حزب بشود و تکلیف خود را روشن بکند. اگر نشد از ایران بیرون رود. اگر نخواستند بیرون بروند؛ جایشان در زندان است".
فعالان سیاسی که در آن دوره حضور داشتند و شرایط را از نزدیک درک نمودهاند، معتقدند تشدید فشارها و تنگناهای سیاسی بر مخالفین و انقلابیون منجمله در بلوچستان بیسار وخیمتر بوده است.
عبدالستار دوشوکی که بگفتهی خودش، از نیروهای جوان انقلابی در چابهار بوده است، در خصوص دیدگاه حکومت پهلوی نسبت به بلوچستان در آن سالها چنین میگوید؛ "از دیدگاه ملی و یا حقوق فرهنگی ـ قومی مردم بلوچ مورد ظلم و ستم قرار داشتند. تبعیضات ملی فراوان بود. ستم و اجحاف نیز وجود داشت...".
اما از چگونگی انتخاب اعضای حزب رستاخیز که اهرم فشار و سرکوب رژیم در بلوچستان بود و نقش این حزب در تحولات سیاسی آن زمان، از سخنان داریوش همایون از رهبران و نظریه پردازان این حزب چنین برمیآید که بنابر حساسیت و توتالیته گرایی حزب رستاخیز، ماموریت مؤسسان حزب، انتخاب اشخاص مطمئن، محافظهکار و مورد اعتماد رژیم بوده است.
داریوش همایون در گفتگویی که با بهمن امیرحسینی داشته است، ضمن اشاره به اینکه "اعلام حزب رستاخیز با بهای سنگین روابط عمومی برای شاه همراه بود و همهچیز حکم میکرد که دستکم بیشترین بهرهبرداری از امکانات حزبی بشود" که نشان از اهمیت فوقالعاده و ماموریت حساس حزب دارد.
در همین زمینه از اعتماد و نزدیکی خود با غلامرضا حسین بر(سمت فعلی: دبیر شورای هماهنگی سکولارهای سبز) میگوید: "یکی از بهترین انتصاباتی که در مورد حزب رستاخیز در بلوچستان داشتم، غلامرضا حسینبر از معدود درس خواندگان آن زمان بلوچ بود".
وی همچنین شرایط بلوچستان در طی دوره فعالیت حزب رستاخیز را اینگونه توصیف میکند؛ "این استان عقبماندهترین استان ایران از نظر سیاسی و اداری بود. بدترین عناصر فساد را آنجا میفرستادند".
همچنین در مورد شکلگیری حرکتهای انقلابی و ضدطاغوتی، عبدالستار دوشوکی در گفتگویی با کیهان لندن "ظلم و استبداد و تک صدایی رژیم وقت" را از مهمترین دلایل آن دانسته و معتقد است خواستۀ اصلی بلوچها "رفع تبعیض ملی مذهبی و رفع عقب ماندگی اقتصادی" بوده است.
ابراهیم حسینبر