طی هفت روز بین انتصاب مهندس بازرگان و پیروزی انقلاب، بختیار همچنان از مشروعیت و قانونی بودن نخست وزیری خود دفاع می کردو بازرگان را تهدید می نمود، وی روز 18 بهمن گفت:«تا زمانی که این شوخیها ادامه دارد.با آنها کاری ندارم، اما اگر پا را از این فراتر نهند، به قدرت قانون پاسخ آنها داده خواهد شد.»(1) وی در جای دیگر مدعی شد که:«آیت الله خمینی حق تعیین نخست وزیر را ندارند [...] آنها در جستجوی هیاهوی خیابانی وشعارهای بی معنی، که با فریادهای گوش خراش تکرار می شود، هستند.آنها به این ترتیب می خواهند بگویند ما اکثریت داریم، در حالی که اکثریت باید متین، آرام وخاموش باشد»(2)
19 بهمن 57
با فرارسیدن نوزدهم بهمن عظیم ترین راهپیمایی در سراسر کشور شکل گرفت و میلیونها نفر از دولت منتخب امام خمینی حمایت کردند به گزارش کیهان تمامی شهرها و حتی روستاها عرصه ی عظیم ترین راهپیمایی و تظاهرات خیابانی بود شعارها چون غرش رعد و برق بر فراز شهرها بازرگان را تایید می کرد . در تهران بزرگترین و بی سابقه ترین راهپیمایی برگزار شد از میدان فوزیه تا میدان آزادی فرشی از مردم خیابانها را پوشیده بود شعار اصلی راهیپمایان این بود: درود برخمینی ، سلام بر بازرگان و ...
طبق همین گزارش برای اولین باز عکس های رنگی بازرگان به فروش می رسید. از زیباترین صحنه های این تظاهرات حضور دو زهرا تن از همافران و درجه داران و خلبانان نیروی هوایی بود که با لباس نظامی در راهپیمایی شرکت کرده بودند مردم اطراف این نیروها را زنجیره ای از نیروی انسانی تشکیل داده بودند و به شدت از آنها مواظبت می کردند.(3)
امام خمینی عصر نوزده بهمن در دیدار گروههایی از مردم به خاطر اجابت دستور خود در حمایت از دولت بازرگان تشکر فرمودند. ایشان همچنین در حدود ساعت 10 شب، بدون اطلاع قبلی به اتفاق فرزندان و همراه با محافظان خویش به حرم مطهر حضرت شاه عبدالعظیم (ع) مشرف شدند. خادمان حرم که از ورود امام آگاه شده بودند، بلافاصله درهای صحن را بستند و در رواق مطهر به ایشان خیر مقدم گفتند. امام خمینی در مدخل حرم به نماز ایستادند و پس از ادای نماز و زیارت حضرت عبدالعظیم، به زیارت امامزاده حمزه (ع) مشرف شدند. در این هنگام، مردم که متوجه حضور امام شده بودند، خیابانها را پر کردند و به دادن شعار پرداختند. خادمان حرم، حضرت آیتالله خمینی را از درهای مخصوص آستانه راهنمایی کرده و به اتومبیلشان که در مقابل صحن آماده بود، رساندند و ایشان به تهران بازگشتند.(4)
از طرفی روز نوزده بهمن اوج فعالیت های انقلابی همافران و پرسنل نیروی هوایی بود. در این روز ساعت ده صبح صدها تن از پرسنل نظامی نیروی هوایی و زمینی ارتش در حالیکه لباس و یونیفورم نظامی ملبس بودند به مدرسه ی رفاه رفتند و با امام دیدار کردند. در این دیدار که همافران نیز همپای همه نیروهای نظامی شرکت داشتند مراسم ابراز وفاداری به امام را به صورت رژه نظامی انجام گرفت.
بیستم بهمن ، شدت گرفتن درگیری ها
روز جمعه بیستم بهمن ماه 57 تلویزیون سراسری اعلام کرد که فیلم بازگشت امام خمینی به کشور در دوازدهم بهمن ماه پخش خواهد شد. از دیگر وقایع در این روز عزیمت مردم تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخستوزیر دولت موقت به دانشگاه تهران بود. دانشگاه تهران پس از کودتای 28 مرداد در معرفی تهاجم و سرکوب رژیم شاه قرار داشت و بازرگان نیز در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سالها اشاره کرد؛ "دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچگاه بعد از 28 مرداد ساکت نبوده، در آن دورانهای اختناق بعد از 28 مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه. اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه بلند میشد. دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود. »بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایههای کشور از قدرت کنارهگیری کند.(5) در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماعکنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات کردند که این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عدهای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش کشیدند.(6)
ساعت 21 شب تلویزیون دولتی ایران فیلم بازگشت امام خمینی را به نمایش گذاشت پادگان دوشان تپه مرکز آموزش هوایی ارتش بود و دانشجویان و همافران هوایی هوادار امام در این مرکز آموزش می دیدند و دارای خوابگاه بودند با پخش تصاویر امام موج احساسات صدها همافر و دانشجو را که برای دیدن این فیلم در سالن اجتماعات تجمع کرده بودند با تکبیر و صلوات فضای پادگان را به لرزه انداخت از آنجا که بیعت همافران و افسران نیروی هوایی با امام و شرکت آنان در تظاهرات موجب نگرانی فرماندهان نظامی شده بود برای کنترل هواداران امام یک واحد تانک از لشکر گارد در پادگان مسقر شده بود پرسنل گارد که ابراز احساسات همافران و دانشجویان را تحمل نکردند سالن اجتماعات را به محاصره دراوردند و با آنها درگیر شدند با صدای تیر اندازی مردم از درگیری مطلع شدند و با سرعت به اطراف پادگان اجتماع و به نفع نیروی هوایی شعار می دادند در این بین عده ای از مردم توانستند به داخل پادگان نفوذ کنند و با غنیمت گرفتن ده ها قبضه اسلحه به سنگر بندی در خیابانهای پادگان پرداختند.(7)
21 بهمن اعلام حکومت نظامی
بختیار در صبح روز 21 بهمن به سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران دستور داد تا ساعت عبور و مرور را محدود کند.(8) به دنبال انتشار اطلاعیه ی حکومت نظامی در ساعت 14 از رادیو تهران در همه جا شایعه ی کودتا شد. یاران امام که از قبل توسط سرهنگ محمد رضا رحیمی از تصمیم حکومت نظامی مطلع شده بودند به اصرار از امام خواستند تا به جای امنی منتقل شوند. ولی امام به این اقدام مخالفت ورزیدند و فرمودند مردم در خیابانها بمانند. جواد مقصودی از اعضای کمیته استقبال از امام در این باره می گوید:«امام فرمودند به خیابانها بروید و به مردم بگویید که در خیابانها بمانند و به حکومت نظامی اعتنایی نکنند.ما هم هر مقدار مینیبوس در اختیارمان بود و میتوانستیم تهیه کنیم تهیه کردیم و یک روحانی روی هر مینیبوس با بلندگوگذاشتیم که در خیابانها اعلام کنند حکومت نظامی توسط حضرت امام لغو است و این کار را هم کردیم مردم به خیابانها ریختند و زن و مرد و بچه و بزرگ و کوچک به قیام برخاستند»(9) با شکسته شدن مقررات منع عبور و مرور تظاهرات در تمام نقاط تهران به اوج رسید. مردم سربازان گارد را خلع سلاح می کردند و اسلحه ی آنها را به همافران می رساندند. عده ای از سربازان نیز خود را تسلیم مردم می کردند و سلاخ خود را تحویل آنان می دادند . ساعت 3 بعدازظهر مردم با کوکتل مولوتف و تیراندازی به کلانتری تهران نو حمله کردند و پس از زد و خورد شدید کلانتری را به تصرف خود در آوردند و سلاحهای به غنمیت گرفته شده بین مردم تقسیم شد. در ساعات بعد کلانتری های 20ـ 23ـ 4ـ 9ـ 14ـ 17ـ 6ـ 10 واقع در مجیدیه، سلیمانیه، بهارستان، میدان مجسمه، میدان خراسان، نازی آباد، خیابان گرگان و ایران مهر با کوکتل مولوتف و سلاح گرم مورد حمله قرار گرفتند و به تصرف مردم درآمدند.از جمله حوادث این روز درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد. این تحولات در حالی رخ میداد که بختیار خود را هنوز نخستوزیر قانونی میدانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاکره با مخالفان خبر داد. (10)
تانکها در خیابانها با موانع و کوکتل مولوتف های دست ساز روبه رو می شدند تانک فرمانده سرلشکر ریاحی در ساعت 3:20 بامداد در زیر پل فوزیه به آتش کشیده شد و ریاحی مجروح شد وی در حالی که به شاه ناسزا می گفت خود را تسلیم مردم کرد و مردم او را به اقامتگاه امام منتقل کردند.(11)
ساعت شش بعدازظهر جلسه ی شورای امنیت در حضور بختیار تشکیل شد. فرماندهان نظامی وضعیت امنیتی را تشریح کردند . سپهبد رحیمی گزارش داد که تظاهر کنندگان به اعلان تغییر ساعت حکومت نظامی اعتنا نکرده اند. بعد از مذاکرات فرماندهان بختیار آخرین دستورها را صادر کرد و گفت تا به حال من صبر کردم بیش از این نمی شود تحمل کرد سپهبد رحیمی موظف است از این ساعت مقررات حکومت نظامی را در تهران به موقع به اجرا گذاشته تظاهر کنندگان را متفرق و از اجتماعات جلوگیری نماید.(12)
هر لحظه مردم بیشتر احساس نیاز به اسلحه می کردند بعد از تسخیر کلانتری ها ساعت 21 نیروهای مردمی مسلح به کوکتل مولوتف و سلاح های به غنیمت گرفته شده به تسلیحات ارتش که حاوی چندین کارخانه ی مسلسل سازی بود حمله و آنجا را به محاصره ی خود در آوردند . سقوط کارخانجات اسلحه سازی به معنای سقوط رژیم بود . سرانجام ساعت 8 صبح 22 بهمن این مرکز به دست مردم افتاد.
22 بهمن، اعلام بیطرفی ارتش و پیروزی انقلاب اسلامی
صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده میشوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،معاونین، رؤسا و مسئولان سازمانهای ارتش در این جلسه حضور پیدا کردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قرهباغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیباللهی و عبدالعلی بدرهای. جلسه با سخنان ارتشبد قرهباغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت. عبدالعلی بدرهای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت: به طوری که تیمساران ملاحظه میکنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها که فرماندهان نیرو تشریح کردند،به عللی که همه میدانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمیباشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفتهاند و بنا به اظهار نخستوزیر، مراجعه نمیکنند. ماهها است که امور کشور تعطیل است. آیتالله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان دادهاند که پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبههایش میخواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید. در ساعت یک بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بیطرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگانها باز گردند (13)امام خمینی (ره) نیز در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازهای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود. از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دستهجمعی استعفا دادند(14)
مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در آمد. رادیو تهران که از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،در ساعت 2 بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت (15) اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را میداد: «توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است»
پادگان عشرت آباد از همان صبح به محاصره نیروی های انقلاب در آمد تا اینکه حدود ظهر به تصرف مردم در آمد. به دنبال سقوط پادگان عشرت آباد پادگانهای حشمتیه ، عباس آباد، جی ، مهرآباد و باغشاه و دبیرستان نظام به تصرف مردم درآمدند.
کمی از ساعت 14 گذشته بود که صفیر گلوله و سرو صدای مردم در نخست وزیری بختیار را به وحشت انداخت. بختیار بلافاصله از دفتر خارج و به دانشکده ی افسری روبه روی نخست زویری رفت و هلی کوپتری که آماده بود وی را به مقصد نامعلومی پرواز داد و نخست وزیری نیز به دست نیروهای انقلاب افتاد بختیار به کجا رفت؟ هلی کوپتر وی در محوطه ی باشگاه گارد شاهنشاهی (اقدسیه) به زمین نشست و بختیار در همان نزدیکی منزل آقای جفرودی مخفی شد.
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت (16) بعدازظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیکپی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند. (17) طبق آنچه که در روزنامهها نوشتند در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند. (18) با غروب آفتاب 22 بهمن پیروزی تقریبا قطعی شد تمام پادگانهای ارتش ، شهربانی ، ژاندارمری کلانتری ها و مراکز فرهنگی و سیاسی دولتی یا به تصرف مردم درامدند یا با مردم اعلام همبستگی کردند اینک وقت ساختن ، آرامش و نظم لازمه ی پیروزی انقلاب اسلامی بود.
|
پی نوشت ها:
1ـ روزنامه کیهان، 18بهمن 1357
2ـ کیهان، 21 بهمن 1357
3 ـ روح الله حسینیان، یکسال مبازه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387،ص971ـ 970
4ـ روزنامه کیهان، 21 بهمن 57
5ـ عبدالعلی بازرگان، مسایل و مشکلات نخستین سال انقلاب از زبان بازرگان، ناشر، مولف، تهران 1362، ص 77.
6 ـ اطلاعات، 21 بهمن 57
7ـ حسینیان، پیشین، ص994
8 ـ کیهان، 22/11/57
9ـ مصاحبه جواد مصودی ، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی
10ـ مهدی بازرگان، شصت سال خدمت و مقاومت، رسا، تهران 1377، ج 2، ص 324.
11 ـ اطلاعات، 22/11/57
12 ـ حسینیان، پیشین، ص1000
13 ـ غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، رسا، تهران:1373، ج2، ص392ـ 387
14 ـ اطلاعات، 23 بهمن 57
15 ـ اطلاعات 22 بهمن 57
16ـ اطلاعات، 23 بهمن 57
17ـ همان
18ـ روزنامه کیهان، دوشنبه 23 بهمن 1357