سرزمینم بلوچستان

اخبار بلوچستان,فرهنگ بلوچستان,تاریخ بلوچستان و جهان

سرزمینم بلوچستان

اخبار بلوچستان,فرهنگ بلوچستان,تاریخ بلوچستان و جهان

هنوز هم "درخدمت و خیانت روشنفکران"

 
 
هنوز هم "درخدمت و خیانت روشنفکران"
سعید اشیری
باید پاسخ بدهند و «ما» دست از گریبان‌شان برنخواهیم داشت!
حکایت «ما» و «ایشان»، حکایت جوانک دلیر و تنهایی است که در میانه‌ی لات و عربده‌کشانِ بسیاری در یکی از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهری غریب، گیر افتاده است و به یک «یا علی» دلخوش است.


بگذارید از همین ابتدا، تکلیف‌مان را روشن کنیم.
انقلاب اسلامی، رستاخیز تاریخی دوباره‌ی انسان در عصرِ هبوط است.
جماعتی که از عهد رنسانس تاکنون، دستِ‌ خدا را «بسته» پنداشته‌اند (یدالله مغلوله...) و به آیین سکولاریسم نائل آمده‌اند، دیدند و هنوز در حیرتند که چگونه دوباره دستِ‌ خدا از آستینِ مردمانِ ایران‌زمین در ذیل نفس روحانی روح‌الله، بیرون آمد و زمین، به آسمان رسید و انقلاب اسلامی، توبه‌ی تاریخی و عهد هبوط بشرِ جدید متولد شد.

انقلاب «ما» برای «نان» نبود و نیست که در تحریم‌ها و سختی‌ها و صعوبت‌ها، از «انقلاب‌مان» دست بکشیم، ما برای «خدا» و «اتمام کلمه‌ی خدا» قیام کرده‌ایم و بر آن عهد مانده‌ایم؛ پس اگر «معترضیم»، اعتراض از گرسنگی بطون و شکم‌ها نیست؛ از «فریب و خُدعه‌ی بزرگی» است که بر ما روا داشته شده است.

«ما»، دل‌مان خون است از دست این جماعت، از حرف‌های‌شان، از ننه-من-غریبم‌های‌شان....
همه‌ی آن‌هایی که انقلاب اسلامی را به این‌ مخمصه‌ها کشانیده‌اند، باید پاسخ‌گو باشند و نه تنها روزگار و تاریخ آینده، بارها و بارها از ایشان استنطاق خواهند کرد که همین امروز نیز باید پاسخگو باشند.

جماعت روشنفکر، تنها و بهترین تصوری که از انقلاب دارند؛ «انقلاب فرانسه» است و تنها تصوری که از حکومت دارند نیز همان اشکال مختلف حکومت‌هایی است که در دوران معاصر و با رجوع به مکتب اومانیسم پدید آمده است، و اصلاً نمی‌توانند درکی از این معنا داشته باشند که انقلاب اسلامی با رجوع به «باطن مدینه‌ی غایی اسلام» به وجود آمده است نه با تأثیر پذیرفتن از انقلاب فرانسه و یا رجوع به ماکیاولیسم، که ذات فلسفه‌ی سیاسی تمدن غرب است.

آن‌روزی که دلسوزانِ انقلاب اسلامی از موضع کارشناسی و فهم و تجربه‌های تاریخیِ انقلاب اسلامی، «این‌روزها» را بارها و بارها، به ادب و احترام و متانت – و گه‌گاهی به ناله‌ و فغان و غربت – گفتند و نوشتند که نسخه‌های لیبرالیسم اقتصادی و پادوهای اندیشه‌های فریدمنی ما را به بیراهه می‌برند، کمتر گوشی برای شنیدن بود و کمتر زبانی برای پاسخ.

دردِ اندیشمندان و متفکران انقلاب اسلامی، «هم‌زبانی» است. هم‌زبانی؛ یعنی گوشی برای شنیدن و زبانی برای قول نیکو گفتن. آن‌ها فقط یک «مطالبه‌ی به حق» داشتند: «آقایانِ مسئولِ ذیربط! در کنار ترک‌تازی این جماعتِ روشنفکر، ما را هم بشنوید.»؛ همین!

اگر مبلّغان اندیشه‌های لیبرالی اقتصاد و روشنفکران متجدّد مآب، حق ورود به اساسی‌ترین جلسات کارشناسی و تصمیم‌گیری دولت و مجلس را داشته و دارند، چرا ناله‌ی غمین و بیانِ متین و دلیلِ مبینِ متفکّران انقلاب اسلامی را نمی‌شنوید؟

مگر در سال‌های ابتدایی دهه‌ی هفتاد، مجیزگویان برنامه‌ی تعدیل اقتصادی، کشور را به آن‌جا و ناکجا نرساندند، پس چگونه است که دوباره آن‌ها که رایکال‌ترین شعارهای لفظی را علیه لیبرالیسم و استکبار روا می‌دارند، در ساحت تمدن‌سازیِ انقلاب اسلامی، دست به دامان موالیان فریدمن و سقیفه‌های واشنگتنی می‌شوند؟!

از مسائلِ خطیرِ ما – شاید – جاسوسانِ خودفروخته به اجانب نباشد، از آن مهم‌تر، روشنفکران و خِبرگانی هستند که عقل و دین و هوش و جان خویش را به اتوپیا و اندیشه‌های غربی – خاصه لیبرالیسم – فروخته‌اند و از آن بدتر، ورود این اندیشه‌های خطرناک است به مواضع کارشناسیِ برنامه‌هایی که سرنوشت کشور را در دست می‌گیرند و یا خواهند گرفت.

ما با فاوست‌های پر‌شماری در انقلاب اسلامی روبروایم که برای رسیدن به آفتاب مدینه‌ی فاضله‌ی تجدّد و قدرتِ غرب، روح‌شان را به شیطانِ درون و جهل مدرنیته فروخته‌اند.

حقیقت این است که روشنفکری در ایران، پا نمی‌گیرد؛ چرا که «خاک» ایران اساساً تجدّدپرور نیست و قبله‌ی آمال ایرانیان به سمت و سوی غرب و غربتِ حقیقت نیست؛ روشنفکری در ایران یک «وَبال متعفّن و خیانت‌بار» است که هنوز روی از قبله‌ی آمال ملکم‌خان و کسروی و دیگران برنگردانده است.

روشنفکر در مغرب زمین با وابستگی به ایدئولوژی‌های سیاسی و اراده‌ی به قدرت موجودیت می‌یابد؛ اما در این‌جا روشنفکرانِ مفلوک، بدشانسی آورده‌اند و در خاکی روییده‌اند که مردم آنها را نمی‌فهمند.

پیامبران روشنفکرانِ ما، «پوپر» و «فریدمن» و «هایک» و دیگرانی از این دست هستند و آنها، برای پیامبران انقلاب اسلامی، شأنی قائل نیستند؛ بله! پیامبران انقلاب اسلامی، انسان‌های هوشمندی بوده‌اند که «تجربه‌های نبوی» قابل تأمّلی داشته‌اند، اما امروز باید دید که در تلائم و مرتبط با علمِ جدید، آن‌ها چه حرفی برای گفتن دارند؟! و شریعتِ ایشان تا به چه حد، قابلیت «قبض» و «بسط» دارد! این است تعریف و تمجیدِ آن‌ها از پیامبرانِ ما!

به راستی چرا ایادی فریدمن و مغ‌بچگانِ لیبرالیسم اقتصادی وطنی دست از سرِ ما برنمی‌دارند؟
چرا خودباختگان مرعوب مدینه‌ی فاوستی، شیفتگان جزایر ناتورالیست‌ها و مداحانِ جامعه‌ی بازِ پوپری و پهلوان پنبه‌های جُبّان علوم انسانیِ غرب‌زده، ما را رها نمی‌کنند؟

روشنفکران و برجستگان علوم انسانیِ غرب‌زده، کدام بار را برای این انقلاب برداشته‌اند، که توقع کرده‌اند و می‌کنند که باید به بیان و کلام و راهنمایی‌های‌شان اعتماد کرد؟

«این جماعت روشنفکر» رمزِ گُجسته و ناخجسته‌ی شکست‌های داخلی مایند.
«ما»، این جماعت را به معرکه‌ی مناظره‌ها و آوردگاه‌های نظریه‌ها می‌کشانیم و از ایشان خواهیم خواست که از دلالت‌های غرب‌زده‌ی شیطنت‌آلودشان دفاع کنند و «ما» هم حرف‌های‌مان را خواهیم گفت و می‌گوییم.

تا سال‌های سال، «ما» درس‌گفتارها و کتاب‌هایی خواهیم نوشت که مطلع آن همین یک عنوانِ یادگاری است: «در خدمت و خیانتِ روشنفکران».

تاریخ و «ما» گریبان این‌ها را رها نخواهیم کرد.
دردِ ما امروز، تجاهل برخی مسئولان است که اسیر و فریفته‌ی ژست متفکرانه و دانایی روشنفکران شده‌اند.
دردِ‌ ما امروز، خفتگی آن‌هاست که باید برای تمدّن‌سازی انقلاب اسلامی، بیشتر و بهتر، فکر کنند.
دردِ ما امروز، دست از «ولی» کشیدن است و به دامان «غریبه» و «قهر» فروغلتیدن است.
دردِ ما امروز، کَر شدن است برای حرف‌هایی که از «مقاومت» ناله می‌زنند و کور شدن چشم‌هایی است که این همه وحوش و گرگ و درّنده را برای بلعیدن انقلاب اسلامی نمی‌بینند.
دردِ ما امروز، قلّتِ حَزم است در رفتار، کاستیِ بردباری است در رفتار، فراموشی عدالت است در رفتار، کمیِ احترام است در رفتار، ضعفِ مُوالاتِ ولیّ است در رفتار، فراموشیِ باطن انقلاب اسلامی است در رفتار....
دردِ ما امروز، حرف‌های بسیار است و عاملانِ کم‌کار.

آری!
حکایت «ما» و «ایشان»، حکایت جوانک دلیر و تنهایی است که در میانه‌ی لات و عربده‌کشانِ بسیاری در یکی از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهری غریب، گیر افتاده است و به یک «یا علی» دلخوش است و از این «علی» و تبارِ او، دست نخواهد کشید!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد