
جناب سکولار سبز بلوچ! دعوت به خشونت و تجزیه و انتحار برای چه؟
گویند راهبی سخت در تلاش بود تا عده ای را با خشم و سرکوفت و تهدید، به کیش خود روی گرداند که عاقبت نتوانست اما همانکه از در حکمت و تدبیر داخل شد، در کار خود نتایجی حاص نمود.
حکایت برخی از نارفیقان تحت لفظ اپوزیسیون نیز اینچنین است، شبکۀ سکولارهای سبز که هدف خود را ایجاد یک بدیل برای جمهوری اسلامی معرفی نموده است در اساسنامۀ خود، این شبکه را ملزم به رعایت اعلامیۀ جهانی حقوق بشر میداند. با این حال از آنجا که به نظر میآید در پی جار و جنجالهای اخیر و اعلام نارضایتیهای بسیار و جدایی برخی از اعضا و واکنشها و اتهام زنیهایی که در پی آن صورت گرفت، این گروه اتفاق و انسجام خود را تا حدود زیادی از دست داده باشد.
حال چگونه قابل پذیرش است شبکهای که هدف از تاسیس خود را ایجاد ساختارهای جدید و جایگزین برای جمهوری اسلامی، ابراز نموده است، خود در ساختارشکنی و دعوت عوامانه به انجام اعمال خشونت آمیز و جنگ طلبانه متوسل شود؟
مگر آقای رضا حسین بر رئیس شورای هماهنگی شبکۀ سکولارهای سبز نیست؟ پس چگونه است که وی التزامی برای رجوع به اساسنامۀ شبکه و رعایت مفاد و اساس آن، از خود نشان نمیدهد؟
آقای رضا حسین بر تمایل مفرطی به ایجاد و حمایت از نزاعهای مذهبی و جنگ شیعی- سنی دارد، به طور مثال وی در مقالهای «ذهنیت –مذهب- تشیع و شیعیگری و سیاستها و رفتارهای ناشی از آن را عامل جدا شدن سه و نیم میلیون کیلومتر از خاک ایران» میداند و معتقد است که «یک مقایسه بسیار کوتاه در بین ذهنیت و فرهنگ تشیع و تسنن به خوبی روشن میسازد که ذهنیت تشیع ایرانی کاملا بر ضد اهل سنت شکل گرفته است»!
گرچه بنده خود از باورمندان به اهل سنت میباشم، با این حال آیا این توهینی به مذهب تشیع و پیروان آن نیست؟
آیا ممکن است یک شخص مستقل و منصف به خود اجازه دهد اینگونه بی پروا و غیرمسئولانه به مسائل مذهبی و تاریخی داخل شود، در حالیکه هیچگونه آشنایی به تاریخ و مذاهب ندارد؟
چگونه اشخاصی که خود را پروردۀ دموکراسی غرب میدانند و بدان فخر میورزند، دچار اینچنین لغزشها و خبطهایی میگردند که الفاظ زشت و موهنی را به یکی از مذاهب بزرگ جهان نسبت دهند؟
آقای حسین بر مگر شما مدتی پیش از این خطاب به مردم بلوچ نگفته بودید «حکومت میخواهد شما را ضد شیعه و ضد ایرانی نشان دهد پس از بیان سخنان ضد شیعه و ضد ایرانی بپرهیزید»!؟ حال چگونه خود در این امر پیشقدم شدید و تریبون جنداللهیان و طالبانیان را بدست گرفتهاید؟
آقای حسین بر این قضاوت و استدلال نشئت گرفته از کدام دموکراسی است؟
در حالیکه متمم اول قانون اساسی آمریکا (به عنوان مدعی اول دموکراسی در جهان) میگوید؛ به بهانۀ دموکراسی نمیتوان به مذاهب و ادیان جهان توهین نمود!
رضا حسین بر علیرغم آنکه بقول خودش دوران جوانی را به بطالت گذرانده است و اکنون به سن پیری رسیده، از آن جهت که نمیتواند بر احساسات خود فایق آید و در سخنان و مصاحبه های خود باعث خطور از برنامه های دوستانش میشود و دائما آنان را شرمندۀ مخالفان میسازد، بقول معروف گزک دست منتقدان و مخالفان میدهد، تا مجالی برای ایراد سخن پیدا میکند، شیوه های طالبانی و خشونت آمیز را مورد ستایش قرار میدهد.
وی در دورۀ گردنکشی و کارناوالهای خونین و جنایت بار جندالله در ایران، با «شهید بزرگ» خطاب کردن عبدالمالک ریگی در یکی از مصاحبه های ویدیویی خود پس از اعدام وی، علیرغم آنکه جامعۀ جهانی یکصدا گروهک ریگی و اعمال او را محکوم نمود، عملیاتهای انتحاری جندالله را میستاید و تشویق به حملات انتحاری دسته جمعی مینماید!
نقل قول از آقای رضا حسین بر؛ «جوانی که حاضر است برای حق خود، به خود بمب به بندد، آشکار است که دیگر تحمل خواری را ندارد. اما چقدر دیگر طول میکشد تا هزاران جوان حاضر بشوند که به طور دسته جمعی، با کمربندهای انتحاری وارد صحنه بشوند؟»
آقای حسین بر! این چگونه استدلالی است که با بمب و کمربند انتحاری توجیه میشود؟
همینطور در صفحۀ فیسبوک وی به جملاتی برخوردم که وی بقول معروف گلچین کرده است و باعث و حیرت میگردد.
به طور مثال او در پی حوادث تاسف بار و محکوم جندالله در بلوچستان نوشته است؛ «کشتن که بسیار بشود ترس ایجاد نمیکند، بلکه شجاعتی تولید میکند که بزودی خواهید دید»!
و یا جمله ای دیگر که در ستایش عبدالمالک ریگی؛ سفاک و خونریز معروف در بلوچستان بر روی صفحۀ فیسبوک خود نوشته است؛ «عبدالمالک ریگی مظهر جوانمردی و جنگ علیه ظلم بود… او با شجاعتی بی نظیر دست به قیام زد و مبارزۀ بی امانی را آغاز کرد تا شاید بتواند جلوی آخوندهای آدم خوار را بگیرد»!
با این حال حتی با چشم پوشی از درستی و یا نادرستی هدف عبالمالگ ریگی، آنطور که رضا حسین بر گفته است، حتی یک آخوند هم در حملات جندالله کشته نشد، بلکه افراد رهگذر و کودکان و مردم عادی بودند که با بیرحمی تمام غرق در خون شدند.
آقای رضا حسین بر! چرا با وجودیکه تمام کشورهای جهان، مفاد دموکراسی و اعلامیۀ حقوق بشر، هرگونه مصادیق خشونت و اعمال آن و حمایت از آن را محکوم مینمایند، به حمایت از گروه های تروریستی و تشویق و ترغیب به انجام اشکال وحشیانه ای از تروریسم همچون انتحار میپردازید؟
چگونه میتوانید تروریسم و انتحار و حمایت از جنایتکاری مانند مالک ریگی را بخشی از سیاست خود برشمارید و در عین حال خود را یک فعال سیاسی و دارای منطق سیاسی و دموکرات بنامید؟ جمع این دو چگونه ممکن است، مگر آنکه مرتکب ریا و تزویر شوید …
رضا حسین بر چندی پیش در یکی از مطالبش گفته بود «جمهوری اسلامی میخواهد بلوچها را ضد فارس و تجزیه طلب معرفی کند»، با این حال خود وی علیرغم آنکه در نشستها و جلسات مشترک ژست ملی گرایی و نوع دوستی میگیرد، در بین دوستان نزدیک و اقوام خود به هیچ وجه روی خوش به فارسها نشان نمیدهد و ظاهرا روی یک میز نشستن با آنها در جلسات شبکۀ سکولارهای سبز صرفا از روی ناچاری است.
به طور مثال رضا حسین بر در یکی از مقالات خود نوشته است؛ «با وجود اینکه ترکها خودشان همیشه شریک قدرت بودهاند، اکنون آرمان استقلال آذربایجان در میان عده زیادی از ترکها شدیدا جان گرفته است». وی همچنین مینویسد؛ «ترکها برای استقلال آذربایجان روی سیاستهای شونیستی فارسها خیلی حساب میکنند».
آقای حسین بر! مگر بسیاری از دوستان شما در سکولارهای سبز فارس نیستند؟ چرا لااقل ملاحظۀ ایشان را نمیکنید؟
همینطور به بانیان شبکۀ سکولارهای سبز باید گفت آیا اینچنین شخصی که هیچ ابایی از به چالش کشاندن و توهین به مذاهب و اقوام ایرانی ندارد و دائما از تروریسم و تروریستها حمایت علنی مینماید، براستی شایستگی حضور و احراز مقام ریاست شورای هماهنگی این شبکه را داراست؟
بازنشر تفتان ایران از نشریه استون