"یاسمن آبی" رسواگر بهار عربی/2
عبدالله گل پس از تأسیس حزب عدالت و توسعه در ترکیه و خیانت به استاد خود "نجمالدین اربکان" به ریاست جمهوری رسید همان گونه که امیر قطر با خیانت به پدرش به حکومت رسید و در همان سال هم بود که افغانستان اشغال شد و مهمتر از آن پردهبرداری آمریکا از طرح نابوکو در سال 2002 میلادی بود.. بر اساس این طرح، آمریکا نقشی جهانی به اردوغان و گل میدهد همانند نقشی که به امیر قطر داده و نقشه این است که ترکیه، به عنوان فاتح شام معرفی شود.
به گزارش گروه بینالملل مشرق، در بخش نخست این گزارش در باره ضرورت فروش نفت به دلار و معامله بزرگ آمریکا با قطر برای شروع ارسال گاز و سوخت زیستی به اروپا صحبت کردیم و واشنگتن اطمینان خاطر به دست آورد اما امریکا باید تا قبل از سال 2010 میلادی بر میدان گازی شرق مدیترانه، تا پیش از سال 2018 میلادی به گاز ایران و تا پیش از سال 2025 میلادی به گاز آسیای میانه تسلط یابد تا بتواند تسلط خود را تا سال 2030 میلادی که میزان مصرف گاز چند برابر افزایش یافته تضمین کند. این طرح به موازات تضمین تسلط بر خط گاز آفریقایی در الجزایر و نیجریه به طور خاص و قطع خط گاز روسیه به اروپا و آمادگی برای فروپاشی جبهه یورو و اتحادیه اروپا اجرایی میشود.
لذا گروههای مسلح به الجزایر ارسال شد و اعمال خشونتآمیز در دهه 90 با هدف سرنگونی نظام مخالف آمریکا آغاز شد و مقدمات تشکیل خاورمیانه جدید فراهم شد.
تقسیم خاورمیانه؟
آمریکا به دنبال تسلط بر گاز مصر بوده و در کنار آن به دنبال سیطره بر حوزه گازی سواحل فلسطین اشغالی، ساحل لبنان و قبرس، گاز شمال عراق و ایران و به دنبال آن دستیابی به گاز آذربایجان و ترکمنستان است و ترکیه به عنوان کشور واسط برای عبور گاز این کشورهای در این طرح آمریکایی انتخاب شده است.
واشنگتن میداند چنانچه سه کشور ترکمنستان، آذربایجان و ایران به این طرح بپیوندند، روسیه با از دستدادن هم پیمانان خود، نقش منطقهای کلیدی خود را از دست داده و این سه کشور تهدیدی برای امنیت ملی روسیه هستند لذا آمریکا میبایست به آرامی این طرح را اجرا و خط لوله گاز خاورمیانه را جایگزین خط لوله گاز روسیه نموده تا روسیه را در مقابل عمل انجامشده قرار دهد تا از طرف اروپا به سوی گاز مسکو خیز برداشته و بتواند روسیه را وارد معامله بزرگ خود کند لذا آمریکاییها ترکیه را به عنوان محور کلیدی انتقال گاز از مصر در آفریقا، سرزمین شام، عراق و آسیای میانه به اروپا انتخاب کردند.
طرح گازی آمریکا در خاورمیانه علیه روسیه
این طرح، انتقال گاز مصر و شرق مدیترانه و شمال عراق به عنوان جایگزین گاز روسیه و قطع موقت صادرات گاز ایران برای اروپا را در بر میگیرد. سپس این طرح امدادهای گازی روسیه به بلاروس و اوکراین را هدف قرار خواهد داد که در این صورت حمایت اروپا را برای خیز به سوی آسیای میانه کسب میکند و در این صورت آسیای میانه خودبهخود تحت نفوذ آمریکا قرار خواهد گرفت. مهمتر از آن سیطره بر شمال آفریقاست؛ در اینجاست که سوریه، بلاروس، اوکراین و الجزایر موانع اصلی در اجرای طرح آمریکایی هستند.
این نقشه خط لوله گاز آمریکایی را مشخص میکند
1- اهمیت الجزایر، در حد واسط بودن بین اروپا و آفریقاست چرا که تسلط بر این کشور موجبات سیطره و نفوذ بر ثروتهای آفریقا را تضمین مینماید و از سوی دیگر نفوذ چین در قاره سیاه را متوقف ساخته و راه را در مقابل روسیه نیز سد میکند و دستیابی و تسلط بر منابع نفت و گاز الجزایر مهمتر از همه این موارد است.
این نقشه خط لوله گاز آفریقایی است که شمال آن ظرف دو سال گذشته شعلهور شد
2- اهمیت بلاروس و اوکراین از آن جهت است که مانعی بر سر راه عبور گاز روسیه به اروپاست.
3- اهمیت سوریه به خاطر قرار داشتن در مسیر ارسال گاز مصر، فلسطین و لبنان به ترکیه است.
دولت آمریکا دریافت که هدف قرار دادن سوریه به دلیل روابط خوب بینالمللی آن بسیار سخت است و هدف قرار دادن الجزایر در دهه 90 نیز با شکست روبرو شده، بنابراین آمریکا تصمیم گرفت تا مقاومت لبنان را از بین ببرد و در نتیجه بتواند استخراج و انتقال گاز شرق مدیترانه را تضمین کند و سپس اقدام به تجزیه کشورهای منطقه نماید ولی شکست اسرائیل در عملیات خوشههای خشم در سال 1996 میلادی که با هدف نابودی حزبالله انجام شد، فاجعهای بود و آمریکا درک نمود تا زمانی که حزبالله از بین نرود عبور گاز از این منطقه امنیت نخواهد داشت بنابراین تجزیه خاورمیانه قبل از هر اقدامی ضروری به نظر میرسید.
طرح خاورمیانه جدید
از سال 1996 تا سال 2000 میلادی واشنگتن ضربات مهلکی را دریافت کرد. در سال 1997 میلادی پیمان همکاری مشترک بین چین و روسیه امضا شد و اختلافات چند دهه دوران شوروی سابق برچیده شد تا جایی که در دوره پوتین به پیمان حسن همجواری در سال 2001 میلادی تبدیل شد و به دنبال آن کشور گازخیز ونزوئلا نیز از سیطره آمریکا خارج شد و پوتین به عنوان حاکم فعلی روسیه روی کار آمد و توانست آتش چچن را خاموش ساخته و حکومت را در سال 2000 میلادی به دست بگیرد و در این زمان بود که کابوس دردناک آمریکا آغاز شد.
خطرناکتر از آن این بود که جریان اسلامی در ترکیه جان گرفت و احزاب اسلامی جایگزین دیگر احزاب دیگر شد و از سویی دیگر نیز اسرائیل در سال 2000 میلادی در جنوب لبنان شکست سختی را متحمل شد به نحوی که این جریانات افکار عمومی جهان عرب را بیدار ساخته و بذر امید را در قلب اعراب کاشت.
معامله آمریکا با رجب طیب اردوغان و عبدالله گل
واشنگتن نمیتواند خاورمیانه را بدون ایجاد اختلاف در بین اقلیتهای مذهبی اسلامی و ایجاد گروههای تکفیری تندرو تجزیه نماید و نمیتواند جلوی گسترش اسلام ضد آمریکایی را بدون اسلامگرایی افراطی بگیرد و غیرممکن است آمریکا بتواند بدون اسلامگرایی افراطی، روسیه (چچن، داغستان و ایغورهای چین) را مجدداً شعلهور سازد. عبدالله گل و اردوغان درک کردند که واشنگتن به هیچ یک از احزاب مخالف آمریکا اجازه روی کار آمدن نخواهد داد. پس احزاب اسلامگرا سرکوب شده و حزب "فضیلت" و "رفاه" روی کار آمدند و آمریکا با عصای تهدید، گفتوگوهای مشروط با اردوغان و عبدالله گل را برای رساندن آنان به حکومت آغاز کرد، بدین ترتیب که:
1- واشنگتن متعهد میشود یونان را عزل و نفوذ آن در قبرس را به نفع ترکیه کاهش دهد؛ بدین ترتیب هم ترکیه سود میبرد و هم آمریکا شکافی را برای سقوط اتحادیه اروپا و یورو ایجاد میکند.
2- ترکیه با تجزیه منطقه و همچنین بخشهایی از خاک خود موافقت میکند.
3- در قبال این اقدام، بخشهایی از سوریه توسط ترکیه اشغال میشود و ترکیه در دولتهای سنیمذهب مصر و سوریه پس از تقسیم آنها نفوذ کرده و در این حالت بخشهایی را که ترکیه برای تشکیل دولت کردستان و دولت علوی از دست داده، جبران خواهد شد.
4- آمریکا ترکیه را به محور کلیدی انتقال گاز جهانی تبدیل کرده و رفاه اقتصادی آن را تأمین میکند.
5- آمریکا نقشی جهانی به اردوغان و گل میدهد همانند نقشی که به امیر قطر داده زیرا نقشه این بوده که ترکیه را به عنوان فاتح شام معرفی کند که در بخشهای آینده این گزارش درباره آن به تفصیل بحث خواهد شد.
6- ترکیه با حل و فصل قضیه فلسطین موافقت میکند.
7- ترکیه به صورت پنهانی آمریکا را در اشغال عراق و افغانستان و سپس سوریه کمک خواهد کرد.
8- ترکیه ورود آمریکا به آسیای میانه را تسهیل نموده و مهمتر از آن اینکه به انتشار هرج و مرج در حوزه بالکان کمک خواهد کرد.
9- ترکیه به نفت سوریه دسترسی مییابد و در مقابل اسرائیل بر گاز لبنان تسلط خواهد یافت و گاز قبرص نیز تحت سیطره ترکیه قرار خواهد گرفت.
وقتی واشنگتن چهره واقعی خود را آشکار میکند
عبدالله گل پس از تأسیس حزب عدالت و توسعه در ترکیه و خیانت به استاد خود "نجمالدین اربکان" به ریاست جمهوری رسید همان گونه که امیر قطر با خیانت به پدر خود به حکومت رسید و در همان سال هم بود که افغانستان اشغال شد و مهمتر از آن پردهبرداری آمریکا از طرح نابوکو در سال 2002 میلادی بود؛ هنگامی که آمریکا با روی کار آوردن حزب عدالت و توسعه و اعلان خط لوله نابوکو و اشغال افغانستان، هدف اصلی خود را نمایان ساخت.
شیطنت آمریکا با تکیه بر نابوکو
جز واشنگتن کسی از وجود گاز در مدیترانه آگاه نبود. آمریکا از مکانهای انرژی در جهان آگاه است و لذا آمریکا طرح خود را که روسیه آن را عملی تجاوزکارانه میدانست مطرح کرد. آمریکاییها اذعان کردند که خط لوله نابوکو با هدف اتصال آسیای میانه به اروپا بدون عبور از اراضی روسیه طراحی شده است و البته واشنگتن شیطنت کرد و هدف اصلی طرح خود را آشکار نساخت و میخواست با روسیه که از وجود گاز در مدیترانه آگاه نبود معامله پایاپای کند لذا این دیدگاه را به روسیه القا کرد که سقف خواستههای آمریکا این است که میخواهد گاز آسیای میانه را به اروپا متصل سازد و از این طریق منافعی را برای خود تأمین کند ولی چنانچه روسیه مخالف این امر باشد و نخواهد که آمریکا به آسیای میانه نزدیک شود باید با آمریکا بر سر تقسیم منطقه توافق کند و در این صورت آذربایجان و ترکمنستان به روسیه واگذار میشود و ایران، عراق و سوریه برای عبور گاز مصر به آمریکا واگذار خواهد شد.
هنگامی که آمریکا طرح خود را که تهدیدی برای امنیت ملی روسیه محسوب میشد مطرح کرد، هدف آن القای سقف خواستههای آمریکا برای دسترسی به آسیای میانه بود که میدانست مسکو آن را نخواهد پذیرفت و به حل وسط که همان تقسیم منطقه باشد تن خواهد داد لذا آمریکا و مسکو طی مذاکراتی توافق نامهای را به امضا رساندند که ضمن آن، آمریکا، ترکمنستان و آذربایجان را به مسکو واگذار کرده و در مقابل روسیه نیز از ایران ، سوریه و عراق به نفع آمریکا چشم بپوشد. این توافق، پس از اشغال افغانستان انجام شد یعنی گفتوگوها با سیاست عصا و هویج آمریکایی اداره میشد. بدین ترتیب آمریکا با اشغال افغانستان خود را به مرزهای چین نزدیک ساخته و وصول انرژی به چین را تحت محاصره خود درآورد و به روسیه چنین القاء کرد که در صدد گسترش نفوذ خود در آسیای میانه است و آمریکا به امید موفقیت از طرح خود پرده برداشت و چنانچه در این طرح موفق میشد میتوانست شکافی را در روابط چین و روسیه ایجاد نماید زیرا امضای توافق حسن همجواری در سال 2001 میلادی، چین و روسیه را به هم نزدیک ساخته بود و این خطری برای منافع آمریکا محسوب میشد.
آمریکا همچنین میخواست با رو کردن میدان گازی مدیترانه نفوذ روسیه را در اروپا محدود سازد و پس از اینکه همه فرصتها از دست رفت، برای تسلط بر آسیای میانه خیز بردارد و روسیه را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد.
قطعه موسیقی ژوزف وردی؛ رمز عملیات
موسیقیدانان میدانند که "نابوکو" نام یک قطعه موسیقی است که "ژوزف وردی" ساخته شده و محتوای آن درباره سرکوب یهودیان در عراق در دوره بختالنصر است و "اهانت بابلیان به یهود" نام دارد. تاریخ سیاسی منطقه روزی اثبات خواهد کرد که طرح نابوکو، مقدمه اشغال عراق بوده است. آمریکاییها هنگامی که میخواهند نامی را برگزینند بیهوده و بیدلیل انتخاب نمیکنند.
اکنون روشن میشود که اردوغان برای نابوکو میجنگد و نه برای اسلام و حتی نوعثمانیزم. نوعثمانیگری یعنی تبدیلکردن دشمن اصلی اسلام از صهیونیسم و اشغالگری، به اقلیتهای اسلامی و مسیحی و تجزیه منطقه به نحوی که بخشهایی از خاک چشمپوشی کرده و به جای آن بخشهای دیگری را بگیرد.
پیش از ترسیم نقشه حقیقی نابوکو، باید دید آمریکا آن را چگونه طراحی کرده است. خبرگزاری فرانسه طرح نابوکو را طبق نقشه زیر منتشر کرده است. بهرغم اینکه یونان یکی از کشورهای مصرفکننده گاز است ولی ملاحظه میشود که خط لوله نابوکو از یونان عبور نمیکند و یونان در آینده نقطه ضعف اروپا میشود.
این تصویر نقشه خط لوله امریکایی نابوکو را نشان میدهد که در ابتدا مطرح شده بود. خطی به طول سه هزار و 300 کیلومتر که هدف آن، کاهش وابستگی اروپا به روسیه بوده و گاز آسیای میانه و خاورمیانه را تا آغاز سال 2014 میلادی به اروپا میرساند.
خط "کبود" پاتک روسیه به توطئه آمریکا
آنچه در ابتدا به روسیه عرضه شده بود مبنی بر تقسیم جهان بین روسیه و آمریکا، معامله منطقی و مقبولی مینمود و هنگام صحبت از تقسیم گاز در جهان روسیه میتوانست از ایران، عراق و مصر که اصلاً تحت نفوذ نبودند بینیاز باشد و چشمپوشی از سوریه نیز به دلیل اینکه تهدیدی برای اسرائیل محسوب میشد به مصلحت ابرقدرتها بود زیرا در این طرح اسرائیل حد فاصل بین آسیا و آفریقا قرار میگرفت و مانعی برای اتحاد کشورهای عربی و برپایی دولت عربی بزرگ محسوب میشد. در مقابل واشنتگن متعهد میشد که از کشورهای آسیای میانه چشم پوشی نماید و این برای روسیه قابل قبول و منطقی بود که بدون جنگ دنیا را بین خود و آمریکا تقسیم کند. ولی روسیه بهزودی احساس کرد که فریب خورده و خصوصاً اینکه روابط با سوریه دروازهای برای ورود به خاورمیانه بود و واضح بود که روسیه از میدان گازی شرق مدیترانه اطلاع نداشت بنابراین روسیه با رعایت جانب احتیاط به طرح پروژههای خود اقدام کرد تا صداقت آمریکا را محک بزند لذا تصمیم گرفت برای رساندن گاز به اروپا خط لوله "جنوبی" و خط لوله "شمالی" را با عبور آن از میان دریا ایجاد کند؛ یعنی مسیری را برای خط لوله انتخاب کرد که هیچ کشوری نتواند برای آن مانع ایجاد کند. روسیه با زیرکی طرح خود را ارائه کرد. روسیه در این طرح پیشنهاد کرد تا یکی از شاخههای فرعی خط لوله "جنوبی" را به یونان اختصاص دهد زیرا در طرح نابوکو خط لوله اروپا از یونان عبور نمیکرد و به دنبال آن خط لوله "کبود" را به عنوان (تطمیع – ضربه) برای ترکیه و بالا بردن سقف مطالبات خود از واشنگتن مطرح کرد.

در این نقشه، مسیر خط لوله "شمالی" و خط لوله "جنوبی" روسیه
نشان داده میشود که یونان را نیز شامل میشود
در اینجا بود که واشنگتن دریافت که روسیه فریب وی را نخورده و کشمکش از نوع دیگر بین روسیه و آمریکا آغاز شد و خط نابوکو و خط لوله "جنوبی" به دشمنان یکدیگر تبدیل شدند و کشمکشها بطور غیر علنی و با احتیاط آشکار شد.
آغاز هجمه آمریکایی ـ اسرائیلی
در سال 2005 میلادی رفیق حریری ترور شد و هجوم علیه سوریه و لبنان آغاز شد. با انقلاب نارنجی حکومت اوکراین در معرض سقوط قرار گرفت و بعد از آن بود که همپیمانان آمریکا که وظیفهشان آغاز نمودن جنگ گاز بود به صحنه آمدند. جنگ گاز بین روسیه و اوکراین به دلیل قطع گاز اروپا به مدت دو هفته، آغاز شد. فشار آمریکا بر بلاروس آغاز شده و حملات به لوکاشنکو بطور روزانه ادامه یافت و کشورهای اروپایی که شاهد ضربات آمریکا بودند به شیوهای بحثانگیز به فشارهای آمریکا تن داده و تسلیم شدند به نحوی که آمریکا پس از اشغال عراق به تفاهمنامه بین خود و فرانسه سیطره پیدا کرد که آثار آن بعدها آشکار شد.

باراک اوباما و همپیمان منطقهای وی، رجب طیب اردوغان
پس از آن، پیمان نابوکو سندی شد که پنج کشور عبوردهنده خط لوله در ترکیه آن را در سال 2009 میلادی امضا کردند ولی پس از شکست آمریکا و اسرائیل در حمله به لبنان آمریکا درک کرد که فرصت زیادی برای اجرای طرح خود ندارد و لذا اسرائیل سعی کرد که با جنگ علیه غزه و اشغال آن، صلح تحمیلی را بر فلسطین اعمال نماید به امید آنکه بتواند حداقل پروژه استخراج گاز شرق مدیترانه و سواحل غزه را اجرایی سازد ولی اسرائیل باز هم شکست خورد و سپس اردوغان به مصر مسافرت کرد و پیشنهاد خط لوله گاز عربی برای انتقال گاز مصر به اردن، سپس به سوریه و در نهایت به ترکیه را مطرح کرد.
طبعاً اردوغان این کار را برای اطمیناندادن به مصر انجام داد و وانمود کرد که روسیه نمیتواند خط لوله "کبود" را برای رساندن گاز به ترکیه، سوریه، اردن و اسرائیل امتداد دهد. در حالی که خود روسیه از امتداد خط لوله "کبود" از ترکیه به سوریه و اردن و اسرائیل را اعلان کرده بود. مصر متوجه شد که برای پیوستن به این خط لوله و فروش گاز خود در آفریقا باید با روسیه مذاکره کند.
طرح خیالی خط لوله عربی که از سوی اردوغان ارائه شد فریبی بود که هدف از آن این بود که مصر به فکر شراکت با روسیه نیفتد و نگرانی از فروش گاز خود نداشته باشد خصوصاً آنکه مصر برای اینکه بازار گاز اسرائیل را به خود اختصاص دهد و مانع پیوستن اسرائیل به خط لوله "کبود" روسیه شود شروع به فروش گاز خود با قیمت ترجیحی به اسرائیل کرد اما خط گاز عربی که از سوی اردوغان مطرح شد همانند خط لوله "کبود" فریبی بیش نبود.
رسوایی حمله به لبنان و تأخیر عملیات یاسمن آبی
حمله به لبنان و تجاوز به این کشور در سال 2006 میلادی شکست سختی برای واشنگتن بود که انتظار آن را نداشت و لذا آمریکا تصمیم گرفت عملیات یاسمن آبی را از سال 2007 تا سال 2011 میلادی به تأخیر بیندازد به نحوی که تجاوز اسرائیل به لبنان نهتنها پیروزی بزرگ و تاریخی برای حزبالله بلکه مهمترین رخداد سال 2006 میلادی در جهان بود که موجب خنثیشدن فتنه واشنگتن برای به آتشکشیدن سوریه محسوب میشد.

در این زمان جهان جنگ بین شیعه و سنی را که شبکههای الجزیره و العربیه به راه انداخته و آمریکا میلیاردها دلار برای آن صرف کرده بود فراموش کردند و مهمتر از آن سوریه فرصت یافت آمریکا را در عراق، شکست و قواعد بازی را به نفع خود تغییر دهد و قطر نیز شروع کرد به قطببندی لبنانیها و از آنجا که قرار بود بازی در آینده نزدیک تغییر کند تصمیم بر آن بود که سوریه متهم به قتل حریری شده و سپس لبنان اشغال شود و پس از نابودی حزبالله، به سوریه حمله شود. فتنهانگیزی با عصای دادگاه بینالمللی آغاز ولیکن با شکست آمریکا در لبنان، طرح عوض شد و تا سال 2011 میلادی به تأخیر افتاد زیرا برای این طرح لازم بود ابتدا حزبالله متهم شده و سپس سوریه نابود شود. به همین دلیل واشنگتن اعلام آتشبس کرد و بهار روابط "قطر – سوریه" و "ترکیه – سوریه" آغاز شد و شبکه الجزیره از حمله علیه سوریه دست کشید و مقدمات برای جنگ بعدی آغاز شد.
تأخیر عملیات یاسمن آبی
طبق طرح یاسمن آبی قرار بود سوریه تا پایان سال 2006 و ابتدای سال 2007 نابود شود. ولی شکست اسرائیل در جنگ و آغاز آثار بحران اقتصادی طرح حمله به سوریه را به تاخیر انداخت . با از دست رفتن فرصت و ورود روسیه به آفریقا مواجهه روسیه و آمریکا وسیعتر شد و واشنگتن تصمیم گرفت تاکتیک عملیات یاسمن آبی را ضمن طرح " بهار عربی" تغییر دهد.
پس از سال 2007 میلادی و به درخواست دستگاه اطلاعاتی آمریکا، قطر در سال 2008 میلادی آغاز به استخدام تونسیها نمود و بهرغم همه اختلافات با مصر، اختلافات حل شد و درهای قطر به روی مصریها باز شد و قطر توانست تعداد زیادی از مصریها را به استخدام خود درآورد و در اینجا باید یادآوری کنیم که در سال 2004 و 2005 میلادی، قطر ارائه روادید به سوریها را تسهیل کرد از آنجا که دستگاه اطلاعاتی آمریکا در قطر توانست آنها را به خدمت خود درآورده و مأموریتهایی را به آنها محول کند.
در سال 2006 میلادی پس از سقوط رویای اشغال لبنان باب تسهیلات روادید برای لبنانیها نیز گشوده شد و این دلالت دارد بر اینکه قطر در حقیقت مرکز دستگاه اطلاعاتی آمریکا در منطقه است.
واکنش روسیه
هنگامی که روسیه شکستهای آمریکا مشاهده کرد، حضور را در منطقه گسترش داد. و اعلام کرد که بر کل معاملات تجاری گاز در جهان سیطره خواهد یافت و گاز کل جهان را به واسطه خط لوله شمالی و جنوبی تامین خواهد کرد . پوتین اظهار داشت در میدانهای گازی امریکای لاتین سرمایه گذاری خواهد کرد تابه خود واشنگتن گاز صادر کند. و همچنین در افریقا برای رساندن گاز افریقا به اروپا سرمایه گذاری خواهد نمود و از سویی خط لوله کبود را از ترکیه به سوریه و اردن و اسرائیل مطرح ساخت و این ثابت می کند که روسیه از وجود گاز در مدیترانه بی خبر بوده و یا می دانست و می خواست ترکیه را اغوا نموده و همچون فریب طرح خط لوله گاز عربی ترکیه را فریب دهد. وجود این خط لوله خیالی آمریکا را مجبور ساخت تا از وجود گاز در مدیترانه پرده بردارد زیرا خط لوله کبود موجب شد تا مصر با نگرانی از آینده وارد مذاکرات با روسیه شود و در اینجا بود که واشنگتن تصمیم گرفت تا با طرح یاسمن آبی در پوشش بهار عربی به کشورهای منطقه حملهور شود.

این نقشه خط لوله انتقال گاز آفریقا به اروپا را نشان میدهد
ادامه دارد...
بخش سوم: بهار عربی؛ مادری مهربان برای یاسمن آبی