سرزمینم بلوچستان

اخبار بلوچستان,فرهنگ بلوچستان,تاریخ بلوچستان و جهان

سرزمینم بلوچستان

اخبار بلوچستان,فرهنگ بلوچستان,تاریخ بلوچستان و جهان

تحلیل جالب سایت ضدانقلاب «اخبار روز» از تحولات سوریه و نقش دولت

 

 

تحلیل جالب سایت ضدانقلاب «اخبار روز» از تحولات سوریه و نقش دولت های بزرگ

قدرتهای غربی همچون تجربه افغانستان و عراق به بهانه مداخله بشردوستانه! برای سوریه دورخیز کرده اند. جام سیاسی؛وب سایت "اخبار روز" در گزارشی به قلم "شاهین شهروا" از وضعیت کنونی سوریه و اقدامات استعمارگران خبر داد.
در این گزارش آمده که : « به چشم بسیاری سقوط اسد، پیام آور دموکراسی و آزادی های مدنی و حلال تمام مشکلات اقتصادی سیاسی اجتماعی و قومی، نه تنها در سوریه بلکه در سطح منطقه است. با نگاهی اجمالی به ذهنیت و عملکرد مخالفین مسلح اسد در سوریه این توهمات نه تردید آمیز بلکه تمسخرآمیز است.

فاتحان جهان امروز پس از قرن ها چپاول، خونریزی، جنگ افروزی و بشرکشی؛ پس از شکنجه های انگیزیسیونی و تحجر قرون وسطایی، پس از جنگ ها، نسل کشی ها و خانمان سوزی ها، پس از امحاء سرخپوستان، کشیدن تسمه از گرده سیاهان کشیدن و کشاندن آنها به بردگی؛ پس از دو جنگ جهانگیر" بمب اتم" "هیروشیما" ناکازاکی. پس از غصب فلسطین، آوارگی و مرزهای سوخته. پس از مک کارتیسم، انسان در زنجیر،گرسنه و آواره. پس از ریگانیسم، تاچریسم و سفره های کوچک و کوچکتر. پس از کودتاها و ستم پروری ها و ستمگرنوازی ها. پس از...گویی امروز به معجزت مریم قدیس زمان خوابنما شده و رسالت حفاظت و حمایت از نوع بشر را بر دوش گرفته اند.

تردیدی نیست تکامل تاریخ به واسطه قدرت نیروهای محرکش (طبقات ستمدیده) لاجرم جهان را به ساحل آرام انسان دوستی و زیست انسانی رهنمون خواهد شد. در این تکامل عصر دریدگی ها و درنده خویی ها سر می رسد. اما آنچه پر واضح است لاشخور در چشم برهم زدنی مرغ عشق نمی شود. آنچه جهان را دگرگونه می سازد تحول مناسبات و ساختارهای اقتصادی اجتماعی و سیاسی است نه تغییر شکل آنها، شعارهای پوشالین و بهانه های نخ نما.


اگر فاتحان جهان حقیقتاً به بشردوستی و انسان گرایی و شرایط زیست انسانی برای نوع بشر ایمان آورده اند باید گفت مبارک است اما با نگاهی به شش کران جهان آنچه بر می آید حکایت از حقیقت دیگری دارد.


این روزها در هر کوچه و پس کوچه، از بازار و صف اتوبوس و ادارات گرفته تا معتبرترین حلقه ها و نشریات علمی جهان سخن از بحران سوریه است. قدرتهای غربی همچون تجربه افغانستان و عراق به بهانه مداخله بشردوستانه !برای سوریه دورخیز کرده اند. دستگاه دیپلماسی آمریکا تمایلی به حل مسالمت آمیز منازعات ندارد و مدعیست آمریکا با دستان آغشته به خون مذاکره نخواهد کرد_ همان هایی که امثال پینوشه را در آغوش خود پرورانده اند_. چین و روسیه که در مقابل قطعنامه های شورای امنیت ایستاده اند با ادبیاتی نه چندان محترمانه به همدستی در جنایات و خونریزی ها محکوم می شوند. ارتش آزاد سوریه به صورت گسترده تحت حمایت اقتصادی تسلیحاتی قدرتهای غربی قرار گرفته حتی فعالیت های غیرمتعارف آنها نیز توسط غربی ها حمایت می شود. با آغاز حملات انتحاری و بمب گذاری های این ارتش آقای "پانتا" وزیر دفاع آمریکا نه تنها به رسم دیپلماتیک این اعمال را لفظاً محکوم نمی کند بلکه آن را مقدمه ای شیرین بر سقوط اسد می داند. گویی همه چیز آماده سقوط و فتح بشر و ساخت جهانی انسانی است.


بلاشک هر نظام سیاسی ضد بشری ظالم چپاولگر و خونریز دیر یا زود در جشنی فرهمند به گورستان تاریخ رهسپار می شود. اما طبیعت تاریخ و خیزش ستمدیدگان حکایتی است و تغییر و تحول تحمیلی حکایتی دیگر.


رسانه های جارچی جهان که در انحصار فاتحانند و به میل و خواست آنها بر طبل می کوبند ذره بین وقایع سوریه را لحظه به لحظه در مقابل چشمان جهانیان قرار می دهند. سوال اینجاست که آیا تنها نقطه نیازمند دخالت بشردوستانه در دنیای امروز سوریه است؟ بعید می دانم کسی از آنچه در شرق کنگو جریان دارد مطلع باشد. شاید رسانه های بشردوست جهان در یکی دو بخش خبری اشاره ای به درگیری مسلحانه ارتش و شورشیان به رهبری لوران آنکوندا در استان کیوو و آوارگی هزاران نفر از مردم این منطقه کرده باشند اما عمق فاجعه ظاهراً در شرایط فعلی اهمیت چندانی ندارد. میانمار (برمه) چطور؟ چندی پیش خانم آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل از حبس خانگی خلاصی یافت تا نویدآور حقوق بشر و دموکراسی برای برمه ای ها باشد. اخبار این روزها حکایت از کشتار هزاران مسلمان روهینگا به دست بودائیان در غرب برمه دارد؛ اما نه شیرین عبادی برمه ای ها و نه مجامع بشردوست و مدعیان حقوق بشر دم از این جنایات نمی زنند.

حکایت انسان های پوست به استخوان چسبانده و آفریقای گرسنه و مرگ و میر ناشی از فقر گرسنگی بیماری فقدان بهداشت و جنایت های اقتصادی که آمار آنها در کسری از ثانیه افزایش می یابد نیز بماند برای بعد.


دست اندرکاران دستگاه سیاست خارجی آمریکا که از در دست گرفتن دستان خونین اعلام انزجار می کنند گویی از یاد برده اند مهمترین سیاست های خارجیشان در دهه 19٨0 حمایت از جنگ های خونین ضدشوروی در افغانستان، پروراندن مارهایی از جنس بن لادن و طالبان در آستین خود، سر به نیست کردن ده ها هزار نفر از جوانان آرژانتینی، به راه انداختن حمام خون در شیلی و تبدیل آن به آزمایشگاه آقای فریدمن (عمو میلتی) برای آزمایش استراتژی شوک خود، حمایت مالی از تروریسم حکومتی در نیکاراگوئه، السالوادور و گواتمالا یا چندی بعد کودتا و تحریک مخالفین دولت های چپ گرا در آمریکای لاتین مانند ونزوئلا بوده است. اگر بگوییم گذشته ها گذشته در مورد کشتار غیر نظامیان و تجاوز به آنها توسط سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان و تصاویر به دست آمده از گوانتانامو و سکوت محض دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده چه باید گفت؟ در این صورت دست های حساس خانم کلینتون باید از در دست گرفتن دستان همکاران هموطن خود نیز اجتناب ورزد...

ایالات متحده و کشورهای اروپایی‘ روسیه و چین را به واسطه وتو قطعنامه علیه سوریه و حمایت از اسد محکوم به مشارکت در جنایت می کنند پس چرا وقتی قطعنامه های رنگارنگ در مقابل جنایات ضد بشری و شهرک سازی ها و زورگویی های اسرائیل به شورای امنیت می رود و آمریکا بی درنگ به اهرم وتو تکیه می زند سخنی از همدستی در جنایات در کار نیست؟
آیا همین چند مورد مختصر حکایت از ادعای پوشالین و سیاست یک بام و دو هوای آمریکا به بهانه مداخله بشردوستانه ندارد؟

بیش از یک سال از تغییر و تحولات تونس مصر و لیبی سپری می شود. جالب اینجاست که تا پیش از تضعیف کامل اسد در هیچ یک از این کشورها تلاشی برای شکل دهی به ساختار سیاسی و برگزاری انتخابات صورت نگرفت. اما اهمیت سوریه و تاثیر آن بر تحولات عربی از چه جهت است؟ سوریه قطعه ای از پازل محور مقاومت یا به زعم غربی ها محور شرارت در خاور میانه است. نقش آفرینان اصلی این محور ایران، سوریه، حزب الله و حماس هستند.سوریه به عنوان یک حکومت ضد غرب هر چند تا حدی سازش پذیر از اهمیت بیشتری برخوردار است و در راس هرم ایران قرار دارد.


یکی از هراس هایی که پس از سقوط دومینو وار نظام های غرب گرای خاورمیانه و حتی پیش از آن بارها گوشزد شد خطر شکل گیری شکل هایی از جمهوری اسلامی در منطقه بود. اگر کمی به عقب برگردیم سعد حریری در پی انتخابات لبنان و اعتراضات هوادارانش آنها را به سکوت فراخوانده بود و صراحتاً بیم از شکل گیری جمهوری اسلامی در لبنان را گوشزد می کرد. الگوی محور مقاومت برای کشورهای متحول شده منطقه که سال ها در ید استیلای قدرت های امپریالیستی تنفس می کردند و ردپای این قدرت ها را در پساپیش تیره روزی ها و فلاکتشان به وضوح می دیدند شدیداً وسوسه انگیز می آمد. خصوصاً آمارهای ضمنی نشان از قدرت نیروهای اسلامگرا و بعضاً بنیادگرا در این کشورها داشت.

اگر شما هم چند لحظه ای در ابر خیالتان بر کرسی ریاست کاخ سفید تکیه زنید بی گمان نخستین چیزی را که در چنین موقعیتی الزامی می یابید تضعیف محور مقاومت است. هر چند مهمترین و اساسی ترین مهره این محور ایران به شمار می آمد اما طرح سیاسی غرب تحت لوای جنبش سبز در ایران به تازگی با شکست مواجه شده بود، نیروهای اجتماعی طرفدار غرب شکست خورده و از هم گسسته بودند و بسیاری از نهادها و احزاب و تریبون هایشان از بین رفته بود.

دیگر امیدی برای سوار شدن بر امواج خیزش های اجتماعی وجود نداشت در نتیجه تنها راه مقابله، تحریم و تهدید به حمله نظامی در راستای واکنش به برنامه هسته ای ایران بود. با وجود این که در چند دور مذاکره هسته ای میان ایران و 1+5 ایران بیش از پیش خود را مشتاق دستیابی به نوعی توافق نشان داد این بار غرب بود که با کشتن زمان و تاکید بر ادامه تحریم حتی در صورت دستیابی به توافق، ایران را در منگنه قرار داد تا چشم انداز ایران هر روز تیره تر شود.اما سوریه از شرایطی مناسب تر برای نواختن ضربه ای کاراتر برخوردار بود.


پس سوریه در این شرایط طعمه مناسبی برای دخالت بشردوستانه غربی هاست. محکمترین ضربه به مهمترین حلقه آسیب پذیر. و بی شک با تضعیف محور مقاومت هیچ نیروی سیاسی در منطقه سودای پیوند و اتکا به آن را در سر نمی پروراند و تحولات در تحلیل نهایی موازنه منطقه را به سود غرب حفظ خواهد کرد.


ارتش آزاد سوریه در ماه های اخیر حتی یک بار هم مردم را خطاب قرار نداده و تنها زبانی که با آن سخن گفته زبان گلوله و تفنگ است. بر خلاف نظام اسد که یک نظام سکولار است مخالفین اسد غالباً متشکل از نیروهای بنیادگرای سنی است که حتی پایبندی آنها به فرم سیاسی صوری خاورمیانه بزرگ و اقداماتی از قبیل ظرفیت انتخابات آزاد، اصلاحات حقوقی، تسهیل مشارکت زنان در رهبری سیاسی، ارتقای جامعه مدنی و ... چندان محتمل به نظر نمی آید.


سقوط اسد در سوریه با این روند موجود نه تنها روزنه امید جامعه ای آزادتر و مرفه تر ا در بر ندارد بلکه بیم تسلط بنیادگرایی متحد غرب در آن بسیار پررنگ است.
جالب اینجاست که بخشی از طرفداران گروه ها و احزابی که از همان بدو امر در اجلاس دمشق خواهان شکل گیری اصلاحات در سوریه بودند. اصلاحاتی که به رغم پذیرش اسد با کارشکنی قدرت های غربی در نطفه خفه شد.


گزارش رسانه های مستقل از سوریه بیانگر نقض گسترده حقوق انسانی توسط مخالفان مسلح نظام است. از کشتار شهروندان غیرنظامی گرفته تا سپر دفاعی قرار دادن کودکان و غارت برخی مناطق که حتی توسط نهاد های غربی نیز تایید شده است از جمله بنیاد دفاع از حقوق کودکان در بریتانیا مسئله استفاده از کودکان به عنوان سپر دفاعی را به صراحت عنوان کرده است. نیروهای خواهان اصلاح در سوریه که اکنون مسلح هم شده اند در بدو امر بایستی در مقابل کشتار و نقض حقوق انسانی توسط ارتش آزاد بایستند.

اما به فرض شکست ارتش آزاد و آرام شدن شهرها تازه کار اصلی آنها آغاز می شود این بار باید انگشت اتهام آنها متوجه اسد شود و او را تحت فشار قرار دهند تا هرچه سریعتر اصلاحاتی که خود عمل به آن را وعده داده بود محقق سازد.برای حل نابرابری های اقتصادی اجتماعی برنامه ریزی شود. به مطالبات فرقه های مذهبی و گروه های قومی علی الخصوص کردها که تحت ستم مضاعفی در سوریه قرار دارند رسیدگی شود. احزاب عرصه فعالیت سیاسی خود را بازیابند. تشکل های مردمی احیا گردد. انتخابات آزاد در فصایی مسالمت آمیز و به دور از تهدید و تحریک هیچ قدرتی برگزار گردد و ...
در شرایط فعلی باید در مقابل روند تحمیلی تحولات در سوریه ایستاد و از اسد حمایت کرد اما در مرحله بعد این اسد است که باید حامی مطیع و در کنار خلق سوریه برای پیشبرد اصلاحاتشان باشد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد