بولتن نیوز : جنبش ضد وال استریت که از حدود یک سال قبل پس از موج بیداری اسلامی، گریبان گیر قدرت های سلطه گر شد، توانست تا حد زیادی به حیات خود ادامه دهد و دامنه فعالیت های اعتراضی خود را تا اروپای غرب گسترش دهد.استمرار جنبش ضدوال استریت موجب گشت تا ماهیت ضددموکراتیک و ضد مردمی دولت هایی که نام دموکراسی را با خود به یدک می کشند به خوبی هویدا گردد تا جایی که باراک اوباما خیل 99درصدی شرکت کننده در این جنبش را اراذل اوباش خواند و هیچ بهایی به آنها نداد.
به گزارش خبرنگار ما تازه ترین نمونه حیات این جنبش، اعتراض به نشست اخیر ماشین جنگ ناتو در شیکاگو است که طبق معمول با برخورهای امنیتی پلیس مواجه شدند. نکته قابل توجه اینجاست که این اتفاق در کشوری صورت می گیرد که خود را مهد بزرگ تمدن و دموکراسی می داند و همواره دیگر کشورهای جهان را به نداشتن تحمل شنیدن صدای مخالفان و سرکوب منتقدین متهم می کند حال آنکه خود بزرگ ترین دشمن آزادی بیان است ..
پرس تی وی در همین زمینه نوشت : بیست و پنجمین نشست سران ناتو به تازگی در حالی آغاز شد که هزاران تظاهرکننده در اعتراض به جنگهای غرب در افغانستان و دیگر نقاط جهان در مرکز شهر شیکاگو راهپیمایی کردند .
در حالیکه شماری از این معترضان خواهان لغو این ائتلاف نظامی ۶۳ ساله بودند، تعداد دیگری از تظاهرکنندگان پلاکاردها و پارچه نوشتههایی با مضمون "جنگ (مساوی است با)بدهی" و "ناتو به خانه ات برگرد" در دست داشتند.اعضای جنبش 99درصدی که طی چند روز متوالی(قبل از شروع اجلاس و پس از آن) شاهد بازداشت و زخمی شدن ده ها تن از اعضای خود بوده اند، بر این باورند که بودجه این پیمان نظامی از محل مالیات های مردم عضو این پیمان و برای تامین اهداف سیاسی برخی از قدرت ها مانند اسرائیل و ایالات متحده هزینه می گردد.
اما چرا مردم آمریکا امروز به شدت به عملکرد ناتو معترض هستند و با وجود سرکوب شدید باز هم از حرف های خود دست بر نمی دارند ؟ جواب این سوال را باید در عملکرد ناتو جست و جو کرد .
پیمان ناتو؛ تلاشی بی جهت
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو(North Atlantic Treaty Organization) در ۴ آوریل ۱۹۴۹ میلادی با هدف دفاع جمعی در واشینگتن دی سی پایهگذاری شد و هماکنون ۲۸ عضو دارد. قلب پیمان ناتو ماده پنج آن است که در آن کشورهای امضا کننده توافق کردهاند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله آن برخیزند. مطابق ماده ۱۴ و پایانی، این پیمان نزد دولت ایالات متحده آمریکا سپرده میشود و مطابق وظیفه دولت ایالات متحده نیز نسخههای مورد تایید آن را برای دولتهای امضا کننده پیمان میفرستد.
چالش هویتی این پیمان نظامی این است که از سال 1991 و هم زمان با فروپاشی شوروی، عملا کارویژه اصلی خود را از دست داد و دچار بحران بحران هویت شد؛ چرا که یکی از پس زمینه های اصلی ایجاد ناتو مقابله با بلوک شرق بوده است که از این تاریخ به بعد وجود خارجی خود را از دست داد و ناتو بدون رقیب باقی ماند و از این پس بود که ناتو به بهانه مقابله با تروریسم جهانی هزینه بسیار سنگینی را بر مردم کشورهای عضو و به خصوص مردم آمریکا تحمیل نمود.
ناتو و بحران تامین بودجه
همانطور که بدان اشاره رفت از آنجا که این سازمان در بنیان های هویتی خویش دچار معضل گشته، تامین بودجه آن از سوی کشورهای عضو با اعتراضات فراوانی رو به رو بوده است و عملا ایالات متحده بیشترین سهم را در تامین بوجه این پیمان نظامی ایفا نموده است.
این موضوع با آن چنان اشتیاقی از سوی ایالات متحده دنبال می شود که حتی با روی کارآمدن باراک اوباما و سر دادن شعار "تغییر"، کوشش مجددی برای احیا و عملیاتی ساختن طرحهای دفاع موشکی صورت گرفت و برای نمونه در سپتامبر ٢٠٠٩، دولت اوباما یک بودجه ١٥/٣ میلیارد دلاری را با هدف استقرار سپر دفاع موشکی در مناطق مورد تهدید در ترکیه را به تصویب رساند.این در حالی است که به اذعان مسئولان کشورهای اروپایی، اولویت کشورهای اروپایی از تامین بودجه ناتو به تامین نیازهای اقتصادی خود تغییر کرده است و آنها اکنون تلاش می کنند فقط سرپا بمانند.
VOA فارسی در گزارشی با عنوان مسئله تامین بودجه ناتو تصریح کرد: مسائل اقتصادی اروپا، سران کشورهای این منطقه را در مسیری قرار داده که اکنون برای تامین بودجه برنامه های دفاعی نسبت به قبل با دشواری های بزرگتری مواجه هستند. معضلات اقتصادی باعث شده تا ناتو، امکان بهبود قابلیت های نظامی خود را از دست بدهد. توانایی و قابلیت ناتو اکنون به خاطر بحران اقتصادی موجود در اروپا با خطر روبروست، بخصوص که سران اروپا تاکنون هم به سختی می توانستند مردم خود را متقاعد کنند که سرمایه گذاری در بخش های دفاعی از اولویت های بالا برخوردار است.
دانیل کورسکی، از مقام های سابق وزارت دفاع انگلیس می گوید: تجربه لیبی توفیق بزرگی در راستای متحول شدن ناتو بود، اما بحران اقتصادی موجود در اروپا و اقداماتی که در زمینه کاهش کسری بودجه در آمریکا صورت می گیرد، روند این تحول را تغییر می دهد.ما در عصر ریاضت اقتصادی زندگی می کنیم. کشورها تا آنجا که امکان دارد، البته به طور ناهماهنگ سعی می کنند از بودجه دفاعی شان بزنند. ما در حال حاضر شاهد تغییر اولویت ها هستیم. چون همه کشورها در حال حاضر به جای تقویت قابلیت هایشان فقط تلاش می کنند سرپا بمانند.
این اظهار نظر کورسکی زمانی منتشر شد که هنوز خبری از گردش راست به چپ در برخی از کشورهای عضو ناتو مانند فرانسه نبود، گردشی که ممکن است به محدودیت بیشتر فعالیت های ناتو از سوی این کشورها منجر شود.بحران تامین بودجه در ناتو آنچنان شدن یافته است که حتی مسئولان آمریکایی نیز از عدم ابراز آن ناتوانند و وزیر دفاع آمریکا تصریح می کند که کشورهای متحد نمی توانند جهت پوشش همه هزینه ها به آمریکا متوسل شوند .
علاوه بر مشکلات مالی یاد شده، فعالیت های ناتو موجب به بارآوردن هزینه های روانی و اجتماعی فراوانی برای مردم کشورهای عضو گردیده و برای نمونه امار کشته شدگان ناتو در افغانستان از مرز3000نفر عبور کرد که قربانیان آمریکا شصت و پنج درصد کل قربانیان این جنگ را تشکیل می دهند.
با وجود همه شواهد کشورهای عضو آنلانتیک شمالی بدون اعتنا به اعتراضات مردمی به کار خود ادامه می دهند و نظریه ماهیت ضددموکراتیک خود را تایید می نمایند.