نویسنده:ابراهیم حسین بر
مکران :این روزها بحث بر سر نقش کنگرۀ فدرال در مناقشات سیاسی اخیر بالا گرفته
است، برخی آن را عامل مماشات و تعامل پنهان با سلطنتطلبان بر میشمارند و برخی
دیگر موضع استقلال عمل و دفاع از حیثیت کنگره را کمرنگ و ناچیز
دانستهاند.
کنگره فدرال در اساسنامه خود، عنوان کرده است که اهداف گروه با مشارکت یکسان احزاب و همفکری جمعی محقق خواهد شد.
اما برخی از ارگانهای مخالف از جمله گروههای آذربایجانی هدف از تشکیل کنگره فدرال را "فتنهانگیزی احزاب کردستانی" برای به افسار کشیدن گروههای مختلف اپوزیسیون دانستهاند.
چندی قبل بنا بر توافقاتی که در نشست تورنتو توسط شبکۀ سکولارهای سبز اتخاذ شده بود، هیئتی ازین شبکه جهت مذاکره با کنگره فدرال تعیین میشوند، اما مذاکرات آغاز نشده به تشدید اختلافات منجر شده و بدون حصول نتیجهای متوقف میشود.
محتوای گفتگوها و مذاکرات و دلیل عدم پیشرفت آن به تعصی از منش پنهانکارانهای که در تمام لایههای اپوزیسیون رسوخ نموده، بر همگان پوشیده است، اما برخی گروههای جداییطلب آذربایجانی، ماهیت این مذاکرات را "یک آبروریزی بزرگ" برای کنگره فدرال دانسته و این مسئله را افشا نمودهاند که کنگره فدرال با چشم پوشی از اصول اساسی خود به خواستههای رضا پهلوی گردن نهاده و به تبع آن فدرالیزم را از مبنای گفتگوهای خود حذف کرده است.
جداییطلبان آذربایجانی در شبکه ماهوارهای خود تهدید کردهاند که به افشاگریهای بیشتری از توافقات پنهان میان کنگره فدرال، جریان سلطنتطلب برهبری رضا پهلوی و سکولارهای سبز خواهند پرداخت، همچنانکه ادعا نمودهاند برخی از عوامل کنگره اخیراً در نشست کلن با پان ایرانیستها و سلطنتطلبان دیدار کرده و به هوای همبستگی در راستای منافع آنان، حق اظهارنظر جمعی کنگره را نقض کردهاند.
در روزهای اخیر طی نشستی که توسط شورای جدیدالتاسیسUNPOسازمان ملل برگزار شده، برخی از نمایندگان قومیتی کنگره فدرال نیز در آن شرکت داشته و به ایراد سخنرانی پرداختند.
حزب مردم بلوچستان، منیره سلیمانی را به این نشست معرفی کرده بود، شخصی که هویت اصلی وی و برخی فعالیتهای وبلاگ نویسی و ذهنیات شخصیاش که بسیاری آن را در جهت فریب افکار خوانندگان تعبیر کرده اند، مورد ابهام و سوال وبلاگ نویسان بلوچ قرار گرفته است.
کریم عبدیان نیز به نمایندگی از گروههای قومی خوزستانی صحبت میکرد. راجع به کریم عبدیان اینگونه نوشتهاند: یکی از عناصر وابسته به سازمان ساواک در رژیم گذشته که هم اکنون مقیم آمریکا بوده و بعنوان نفوذی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) و رابط CIA در جهت انحراف مسیر اپوزیسیون و برانگیختن حرکتهای تجزیهطلبانه در مظان اتهام قرار دارد.
جالب آنجاست که این سیاست پیشگان، اظهارات خود را در جایگاه نمایندگان سیاسی و سخنوران ملتهای بدون نماینده! به سازمان ملل عرضه کردهاند؛ گذشته از میزان ارزش سیاسی جایگاهی که آنان برای خود قائل شدهاند، باید پرسید کنگره فدرال تا چه حد توانسته است از حیثیت و اصول خود دفاع نماید؟
همچنانکه بسیاری از تشکلهای سیاسی اپوزیسیون رویکرد نامتوازن و آشفتۀ کنگرۀ فدرال را مورد سوال و انتقاد قرار دادهاند، این گروه به سودای سیاسی با جریانهای سلطنتطلب و آلترناتیوگزین میپردازد و بعلاوه از مسایل حقوق بشر بعنوان یک ابزار سیاسی و حقوقی در جهت جلب توجه کارداران سازمانها و نهادهای بینالمللی و جذب منابع مالی بهره جسته است.
آیا سازمانی که نقش آن با اقدامات سازشکارانه در مقابل فشارهای جداییطلبان و سلطنتخواهان بیش از همه متوجه تخریب وجهۀ اپوزیسیون بوده است، صلاحیت آن را خواهد داشت تا به نمایندگی ملیتها بپردازد؟