بلوچستان داستان غیر قابل استناد

مباحث بیشماری وجود دارد که مسئله بلوچستان را غیرقابل استناد کرده است.
«اگر بلوچ استقلال یابد، در روز اول بطریهای مشروب را برداشته و بسیار مینوشیم. سپس در روز دوم خماری خود را مداوا خواهیم کرد؛ و در روز سوم، بطریها را کنار گذاشته، اسلحه های خود را برداشته و دوباره کشتار یکدیگر را آغاز خواهیم کرد.»
«در این بخش از دنیا فقط دو نیروی رزمی وجود دارد: پشتونها و راجبوتها. این عده از بلوچها فکر میکنند که بهترین جنگجویان هستند در صورتی که هرساله در روستای من هزاران جنگجوی بهتر از آنها به دنیا میآید. ما میدانیم با خود چگونه برخورد کنیم.»
«پس از پایان یافتن مدت تبعیدش رو به یکی از قبایل خود کرد و گفت: به نظر میآید از زمانیکه من از شما دور بودهام در خود تغییرات ایجاد کردهاید و بسیار لذت بردهاید!. مردی در غیبت رهبر خود دوبار ازدواج کرده بود. او شرمنده شد و به خانه رفت و دو همسر خود را به ضرب گلوله کشت.»
عده ای اینگونه فکر میکنند. با این اوصاف آیا کسی وجود دارد که بتواند واقعا بگوید: جامعه بلوچها چه میخواهند؟
در هفته های اخیر در مورد بلوچستان گزارشهای بسیاری خوانده و نوشته شده است. قتل عام، تجزیه پاکستان، تشکیل سازمان و اینکه جدایی طلبان بلوچ منافع شخصی خود را به نام مردم بلوچ دنبال میکنند.
هرچند که سیاستهای روشنی برای بهتر شدن اوضاع بلوچستان در دست بررسی است، اما این موارد غیرقابل استناد است زیرا کارها آنطور که باید انجام نمیشوند.
آیا راه اندازی موجی از تبلیغات باعث تغییر سیاست بلوچستان میشود؟
«درتعطیلات پایان هفته شش یا هشت نفر آزاد شدند. یکی از آنها فرد مشهوری بود. شاید این کار به دلیل فشار رسانهها و جریانات سیاسی باشد اما اگر درست نگاه کنیم چیزی تغییر نکرده است چرا که چاره اندیشی مناسبی نشده است و خشونت همچنان ادامه خواهد داشت و در هفته های بعد به مواضع گذشته برخواهند گشت.»
پس هیچ چیز عوض نخواهد شد؟
«هیچ چیز عوض نمیشود. حرف مردم این است که سیاست کشتن و اشغال چیزی را درست نمیکند لیکن گوش شنوایی برای این حرف نیست. طی ۱۱ ماه هیچ مهاجری در داخل یا اطراف کویته کشته نشد. حتی درخارج از کمربند قبیله ای، شورشیان تحت فشار قرار گرفته و از شهرها به سمت کوهها متواری شدهاند.»
دهها تن از نیروهای مرزبانی پاکستان (FC) طی ماه های اخیر مورد هدف قرار گرفته و کشته شدهاند. آیا کشتن و اشغال چاره ساز است؟
«اسامی ۳۰۰ نفر از آنها نام برده شده که احتمال میرود بیش از ۱۳۰۰ نفر باشد. ممکن است این کارها چند سال دیگر نیز به طول بیانجامد اما احتمالا همه آنها را خواهند گرفت.»
«این شرایط به دلیل نبود استراتژی نیست بلکه به دلیل اجرایی نشدن آن است. مناطقی که در آنها خشونت در حال افزایش است؛ تحت کنترل نیروهای مرزبانی پاکستان اداره می شود لیکن زمانی که شورشیان به کوهها رانده میشوند دیگر پلیس آنها را تحت پیگرد قانونی قرار نمیدهد. پلیس فکر میکند دنبال کردن شورشیان در کوه نیاز به توان نظامی بالا دارد و آنها از این امر دوری مینمایند.»
کشتار پشتونها توسط شورشیان بلوچ روند جدیدی است که به تازگی به آن دامن میزنند. چه نکته ای در پس این نهفته است؟
«آنها کارگران فقیر و ضعیفی را میکشند که در جادهها و طرحهای عمرانی مشغول به فعالیت هستند زیرا میگویند ما در این مناطق نیاز به اجرای طرحهای عمرانی نداریم و خودمان زمانی که به استقلال رسیدیم، به توسعه و آبادانی خواهیم پرداخت.»
«مرزهای بلوچستان عمدتا توسط پشتون ها کشیده شده و به همین دلیل شورشیان شروع کردند به کشتن آنها و این یک حرکت خطرناک است. نقشه قومی بلوچستان طی ۳۰ سال گذشته به طور چشمگیری تغییر کرده است.»
بلوچهای میانه رو آخرین انتخابات را تحریم کردند و تحلیلها بیانگر این است که این رویه موجب ایجاد یک خلا در سطح رهبری ایالتی شده است. در انتخابات عمومی آینده، میانه روها قادر به کسب قدرت هستند؟
«اگر سرکار اجازه آن را بدهد حضور قابل توجهی در مجلس بلوچستان وجود خواهد داشت.»
چرا سرکار – نام دیگر سازمان یا تشکل – تمایل به کسب قدرت دارد زمانیکه در درون خود یک رهبر معتبر و شناخته شده سیاسی در اختیار ندارد؟
«آنها مردمی را ترجیح میدهند که تابع خواسته های آنها باشد. بر این اساس افرادی را توسط دستهای پشت پرده به قدرت میرسانند که بتوانند به راحتی بر روی آنان کنترل داشته باشند.»
تفکر ایجاد امنیتی که شورشیان به آن فکر میکنند چگونه است؟
«در هیچ نقطه از جهان فردی را نمیتوان یافت که با تجزیه اجباری یک کشور به صورتی که این گروهکها به دنبال آن هستند موافق باشد. این طرز تفکر و روشهای تبلیغاتی خنده آور است و رسانهها بایستی برای آنچه در این مورد انجام میدهند تجدید نظر کنند. سوژه های مختلفی از این جریانات میتواند ساخته شود.»
«در حقیقت، این موضوع به افشای هویت اصلی این افراد (شورشیان) کمک میکند. این افراد آشکارا از تجزیه پاکستان صحبت میکنند و رسانهها نیز ناخواسته مقابل افراد دیگری که در پاکستان هستند قرار میگیرند. شاید بسیاری از آنان زمانی که مردم متوجه هدف و اعمال آنها بشوند آنها را زیر سئوال ببرند و از تمایلشان نسبت به آنها کاسته شود.»
آیا راهکار دیگری برای متقاعد نمودن گروه های شورشی بلوچ و هدایت آنها به سمت اقدامات غیرخشونت آمیز و پایان تجزیه طلبی وجود دارد؟
«یک راهکار وجود دارد: عذرخواهی کردن بابت قتل اکبر بگتی و گفتن این مطلب که این اقدام ارتش پاکستان نبوده و مسئله شخصی بوده است. اما آنها چنین کاری نخواهند کرد.»
آیا براستی خود دولت عامل ایجاد مشکلات فعلی نیست؟
«دهه های زیادهی است که سردارها غرق درون و برون قدرت شدهاند. همه این بازی را میشناسند.»
«دوره زندان الله نظر (یک شورشی شناخته شده) احتمالا به یک افسانه تبدیل شود. برنامههایی که آنها برای او به وجود آوردند سخت است.»
در آخر، آیا پایانی برای خشونت متصور است؟
«کشتار زمانی متوقف میشود که یک طرف یا طرف دیگر ضعیف شود. در هر صورت دولت یا شورشیان باید تضعیف شوند.»
نمیتوان حدس زد که کدام یک از طرفین زودتر شکست میخورند.
تمام این سخنان برای این است که بگوییم ظلم و مبارزاتی که در سرزمین بلوچستان وجود دارد نتیجه تفکر بی حاصلی است که پشت آن مردم دچار عذاب شدهاند.
- پرویز مشرف میدانست که اسامه بن لادن در پاکستان است. اکنون همه مردم متوجه ادعای احساسی بروس ریدل در جراید و مطبوعات شدهاند اما ریدل این مطالب را بر پایه تحقیقات ابراز نکرد. در عوض او به یک مقاله روزنامه نگار پاکستانی –عارف جمال – استناد کرد.
- در آن گزارش آمده بود که مشرف اسامه را مخفی کرده است و این ادعا در تاریخ هشتم دسامبر ۲۰۱۱ در رسانه های نوشتاری و تصویری پاکستانی منتشر شد.
نویسنده: کاریل المدیا cyril.a@gmail.com
منبع: http://www.dawn.com/2012/02/26/balochistan-the-unattributable-story.html
ترجمه و ویرایش: ج. ا خبرنگار تفتان ایران از زاهدان