سرزمینم بلوچستان

اخبار بلوچستان,فرهنگ بلوچستان,تاریخ بلوچستان و جهان

سرزمینم بلوچستان

اخبار بلوچستان,فرهنگ بلوچستان,تاریخ بلوچستان و جهان

شورای ناکارآمد

شورای ناکارآمد

محمداکبر امیری

مشارکت مردم در تعین سرنوشت خود و حضور آنها در فرایند تصمیم گیری و اداره امور کشور از آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن بوده و هست. بر همین اساس قانونگذار اصل هفتم قانون اساسی را پیش بینی کرده است. اصلی که می گوید (طبق دستور قرآن کریم« و امرهم شوری بینهم » و «شاورهم فی الامر» شوراها :مجلس شورای اسلامی،شورای استان، شهر،محل، بخش، روستا و نظائر اینها از ارکان تصمیم گیری، اداره امور کشورند).

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامیمان و تصویب قانون اساسی و استقرار حکومت اسلامی در کشور، متاسفانه زیاده خواهان عالم و ستمگران نمرود صفت این فرصت را به مردم و رهبران انقلاب ندادند تا اصول مترقی قانون اساسی به تمامه اجراء و استقرار یابند. آنها با تحمیل جنگی ناخواسته و نابرابر خیل عظیمی از سرمایه های انسانی و فکری انقلاب را از ملت ایران گرفتند. زالو صفتانی که در نهان و ظاهر با صدام بعثی دست به یکی کرده بودند تا جلوی حکومت دینی و مردم سالار ایرانیان را در منطقه مهم و استراتژیک خاور میانه بگیرند، و تجربه به ثمر نشستن آنرا به کام ملت ایران تلخ سازند. اما مشیت الهی به گونه ای دیگر رقم خورد.

رهبری شجاعانه، مدبرانه، بی نظیر و منطقی امام خمینی(رح) و همراهی یاران جان بر کفش نهال نوپای انقلاب را قدرتی عظیم بخشید. انقلاب با پشت سر نهادن هشت سال جنگ و ویرانی تحمیلی صدامیان گام در عرصه سازندگی گذاشت. پس از بازسازی ویرانیهای جنگ و استقرار و استحکام پایه های انقلاب اسلامی وقت آن رسید تا قوانین مربوط به شوراهای شهر و روستا اجرائی شوند. با اجرا شدن این قانون و انجام انتخابات شوراهای شهر و روستا در کشور جامعه گامی دیگر در راستای تحقق بخشیدن به آرمان مردم سالاری انقلاب بر داشت. پس از این بود که نهاد نوپائی بنام شورای : شهر ،روستا، شهرک یا استان در کشور متولد شد.

در روستاها و شهرهای کمتر توسعه یافته و نابرخوردار مردم امید بسیار داشتند که با شکل گیری این نهاد مردمی و ایجاد فرصت خدمت مضاعف ، خدمت رسانی به آنها مطلوب تر و تلاش برای عمران و آبادانیشان بیشتر خواهد شد.اما دیری نپائید که این امید و آرزو لااقل برای بعضی از شهرها و روستاها به نا امیدی تبدیل شد. در بسیاری از شوراهای شهر و روستا اعضا خیلی زود فراموش کردند که نظام این فرصت را برای خدمت به مردم و کشور ایجاد کرده است نه چیز دیگری.

تجربه نمودن موفقیت آمیز نظام شورائی نیازمند بسیاری از آمادگیهای ذهنی و اداری متناسب همچنین آگاهی ها و تعاملات سازنده افراد جامعه با هم و جامعه و دولت با یکدیگراست. اما تجربه کردن همراه با خطا و آزمون این اصل برای مردم ما خالی از لطف و شیرینی نبوده و نیست.

شیرینی لحظه ای که برای اولین بار در انتخابات شورای شهر و روستا شرکت کردم از یادم نمی رود. در عصر روز تعطیلی بود که دومین مهر انتخاباتی بر صفحه شناسنامه ام حک شد. آره دومین مهر بود و اولین دوره انتخابات شورای شهر و روستا آنهم در شهری که اسم نیکان را بر خود دارد. نیکشهر عزیز.

گذشت و گذشت تا اینکه رسیدیم به دوره ی سوم شوراهای شهر و روستا. اصولا هرچه زمان به جلو می رود آگاهی و تجربه جامعه بیشتر می شود و انتظار عملکرد منطقی و عقلگرایانه از آن نیز بیشترمی شود. اما ظاهرا در شهر ما نیکشهر تجربه ی نظام شورائی و حرکت به سوی هم اندیشی و هم فکری بیشتر جهت کاهش آلام شهر و مشکلات مردم، محلی از اعراب ندارد. افراد حاضر در دوره سوم شورای اسلامی شهر نیکشهر(دوره حال حاضر) منافع مردم و شهر را به چالش کشیده و با فرصت سوزیهای پی در پی عملا توان موتور توسعه و عمران شهری در نیکشهر را کم رمق ساخته اند. فهم این حرف برای مردم نیکشهر چندان دشوار نخواهد بود. چون در شورای اسلامی شهرشان جناح های موجود هیچ گاه نخواسته اند که خود را فراموش و منافع مردم و شهر را ببینند. چه می شود که حتی برای یکبار هم که شده منیت ها در شورا و نیکشهر به ماشدن بیانجامد. آیا تامین مصالح و منافع شهر و مردم بی ریایش این ارزش را ندارند.

آیا شده اعضای شورای شهر نیکشهر از خود بپرسند چرا مردم شهر این منصب را به آنها سپرده اند؟

آیا اینست پایبندی به سوگندی که اعضا در روز تحلیف بجای آورده اند؟

آیا هیچ اندیشیده اید که متهم کردن یکدیگر به کار شکنی و تخریب همدیگر نزد خدایمان پسندیده نیست.

شورای ناکارآمد، نامی نازیبا است که شورای شهر نیکشهر با عملکرد نه چندان مطلوبش برای خود به ارمغان آورده است.

آیا از قضاوت دیگران و آیندگان این شهر بر عملکرد خود نمی اندیشید؟

آیا هست کس دیگری که برای این شهر دل بسوزاند وقتی که ما دل نسوزانیم؟ ما که دلسوختگان این شهریم. شهری که از دست ما به ستوه آمده ماهائی که ادعای بزرگی می کنیم. اما افسوس که منش بزگی نداریم. و راه و رسم بزرگی و بزرگ بودن را نمی دانیم. وای بر ما ها که بزرگی را در مادیات می جوئیم و شهری را می خواهیم فدای منفعت طلبی های مادی خود سازیم.

ای کاش آنچنان که من و جوانان امثال من صدای درد و ناله های نیکشهر را می شنویم اعضای شورای شهر نیز گوش شنوائی داشتند و آنها را می شنیدند.

پس قدری تامل ای عزیزان شورائی/

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد