
شیوه صحیح انتقادکردن را از استقلال طلب بلوچ بیاموزیم
با این
هم عصبیت، داد و فغانی که نویسنده در این مقاله دارد کاملا" گویا است که وی
ناسیونالیستی بسیاراحساساتی است . او همفکران خود یعنی استقلال طلبان را "ملت بلوچ"
خطاب میکند و بقیه بلوچ ها را که مخالف تجزیه و همفکر این دوستان نیستند مزدوران
ملت فارس خطاب میکند.
من یقین دارم که این دوست محترم برخوردهای شخصی با اشخاص
فارس داشته است و در نتیجه متضرر شدن از نزدیکان فارس خودش ، دچار عصبیت مضمنی شده
است که اینگونه دردهای درونی خود را بر سر ما بلوچها فرافکنی میکند. من ایشان را به
خوبی درک میکنم و در این باره به وی حق میدهم و با ایشان اظهار همدردی
میکنم
.
اما به یک نکته باید توجه داشت که ملت فارس دشمن ما نیست به همان نسبت که در ملت بلوچ افراد بیشعور و احمق پیدا میشود در ملت فارس هم افراد نادان و احمق بسیارند ولی ما نباید بعلت نالایقی و نا بخردی عده ای هرچند هم که زیاد باشند، تمامیت یک ملت را فاسد و ضد انسانی بدانیم. به گواهی تاریخی که جتی دشمنان ایران نوشته اند. ملت ایرانی نقش ارزنده ای در پیشبرد فرهنگ و تمدن جهانی داشته است. منظورم از ملت ایرانی تنها قوم فارس نیست بلکه سایر اقوام مثل کرد، لر، بلوچ، ترکمن ، عرب و ترک در این افتخارات هم سهیم هستند. نویسنده در سرنامه مقاله چند جمله بسیار زیبا نوشتنه اند" مشکل ما اینست کہ "انتقاد" بعنوان ابزاری مفید برای رفع و اصلاح اشتباھات و تشویق و تحسین برای یک کار مفید یا درست، ھنوز در جامعہ ی ما جایگاھی شایستہ پیدا نکردہ است۔ چنانچہ کسی بخود جرات دھد نظری ابراز دارد، اظھار عقیدہ ای کند، عدہ ای با عدم درک صحیح از انتقاد، آنرا دشمنی شخصی پنداشتہ، سیل انگھا و بی احترامیھا و ھتاکیھا نثارش می کنند، تا دیگر بار ھمت ِ قلم بدست گرفتن نکند۔"انتظار میرفت که ابتدا ایشان به نوشته خودش توجه بیشتری میکرد و اصولی را که برای انتقاد کردن نوشته بود ، مراعات میکرد وبقول خودش سیل انگها و بی احترامیها و هتاکیهایی نظیر (نژادپرستی، ایرانپرست، القائات شوونیستی، سربازان پیادہ، بلوچھای پان ایرانیست، آریایی تبار بلوچ، آقایی چنان با تبار آریایی! خویش خوش است کہ احدی را در اطراف خود کہ خون آریایی! در شریان ھایش جریان نداشتہ باشد و از نژاد آریایی نباشد آدم بہ حساب نمی آورد۔ برتریِ نژادی موھوم، ایشان را بہ سمت" عقدہ ی حقارت"، آقای از ما بھتران، این آقا نژاد پرست، تا بہ این حد دریدہ نیست، این مھملات از تراوشات ذھن بیمار و نژاد پرست ایشان است، ھنگامہ ی ھوچیگران ھویت باختہ ی بی خاصیت، پریشان حالی وی را بہ خیال بافی کشاندہ، و.....) را نثار مخالفین فکری خود نمیکرد. حالا شما تصور کنید که این استقلال طلبان که به گفتار خودشان هیچ ارزشی قایل نیستند، به قدرت برسند آنگاه است که پوست را از سر کله مخالفان خود خواهند کند! به قول ضرب مثل مشهوری که میگویند: " سالی که آباد است از بهارش پیداست! "میربلوچ